جلسه68
6حالا بحث راجع به این جهات نیست. صحبت در این است که حالا این حرجیتی که مرحوم نراقی میفرمایند اصلاً با این روایات نمیخواند. این که فرض کنید من باب مثال یک مردی به یک آب قلیلی در طریق میرسد و یرید ان یغتسل منه، می خواهد غسل بکند و اینها و این خب چکار کند؟ دستش کثیف است آیا برود یک آب دیگر تحصیل کند؟ حضرت میفرماید که نه، با همین آب غسل كند ماجعل علیكم فیالدین من حرج، خب این اصلاً در اینجا نمیخواند، ما میتوانیم در اینجا بگوئیم كه این انائش در اینجا كثیف میشود، حضرت میفرماید كه عیب ندارد حالا اگر انائت هم یک خورده كثیف شد، نه اینكه نجس بشود، اگر انائت هم یک خورده كثیف شد این حالا عیب ندارد فرض كنید كه با آن غسل بكنی، نمیخواهد بروی حالا اول با این اناء دستت را بشویی بعد بروی دوباره از یك جا آب بیاوری که بخواهی غسل بكنی. یا اینكه مثلاً من باب مثال در مورد اجناس سوقیه، خب حضرت در اینجا او را امر به تأمل و تفحص نمیكنند یعنی وجوب فحص را از او در امتعۀ سوقیه برمیدارد، میگوید وقتی كه یك جبهای گرفتی و نمیدانی این مذكی هست یا نه، حضرت میفرمایند كه ماجعل علیكم فیالدین من حرج، دراینجا همهاش قائل به رفع حرج هست، در حالی كه خیلی مهم نیست كه خب حالا فرض كنید یك شخصی یك روز، دو روز، سه روز وقتش را بگذارد و برود تحقیق كند که این پوست مثلاً از كجا تهیه شده، نحوۀ بدست آوردنش چطوری بوده، كدام سلاخ خانه این را ذبح كرده، برود سراغ آن ذابحش، آیا آن ذابحش مسائل را مراعات کرده یا نه، بالاخره میتواند در عرض یك روز پیدا بكند این قضیه را، یك روز مثلاً اُرسیهایش[(پاشنۀ کفشهایش)] را بكشد بالا و یا علی، راه بیفتد دنبالش و پیدا بكند، آقا بسم اللَه گفتی؟ نگفتی؟ روبه قبله بوده؟ شرائطش...؟ یعنی حضرت میفرماید كه به همین مقدار هم باید صرف نظر بكنی.

