جلسه68
4ثانیاً: بر فرض هم که نجس شده باشد وقتی عین نجاست روی بدن نیست، این بدن می شود متنجس، این دیگر نجس نیست...
... از مطالبی است که خیلی مهم است و من قصد داشتم راجع به این قضیه یک بحثی داشته باشیم چون از متفرعاتش هست و اتفاقاً روایاتی در این زمینه آمده.
پس بنابراین این هم دلیل نمیشود بر اینکه این آب نجس شده باشد و این حرفها. منتهی چون میگویند که حکم روی غالب است و غالب هم فرض کنید که این بدن نجس میشود و...، روایت دلالت بر عدم انفعال آب قلیل ندارد. این هم یکی.
سوال: درمورد غسل
جواب: بله؟
سوال: درمورد خود غسل مگر بر انسان واجب نیست که قبل از اینکه غسل بکند تطهیر کند؟
جواب: نه ممکن است که
سوال: غسل کفایت میکند برای تطهیر؟
جواب: کدام؟
سوال: غسل
جواب: نه، غسل کفایت نمیکند
سوال: خب همین روایت ناظر است براینکه غالباً مردم تطهیر کنند بعد غسل کنند و شاید کراهتی که دارد در مورد آب غساله که انسان میتواند غسل کند به خاطر مسائل معنوی باشد
جواب: نه اصلاً شما چرا سراغ آن مسائل میروید؟ اصلاً نیازی نیست که بگوییم روایت ناظر به آن مسأله هست یا نیست.
اصلاً میگوییم دلیل بر اینکه آب از موضع نجس عبور کرده نداریم، استصحاب طهارت بدنیه در موضع کفایت میکند، شک داریم آیا این آب از موضع طاهر ریخته در ظرف یا نه؟ خب میگوئیم استصحباب این است که بدن در هر نقطه قبلاً طاهر بوده، موقعی که نزع ماء هم شده این طاهر بوده. اضافۀ برآن، اصلاً شک داریم در اینکه این موردِ بخصوص، اصلاً تمامش فی حد نفسه، یا این تمامش نجس است یا تمامش طاهر است، آب از اینجا سرایت کرده، مورد استصحاب برای اینجا نیست چون موضع، حالت سابقه در اینجا ندارد، ولی در خصوص آن مورد که میتوانیم استصحاب کنیم، این إناء قبلاً طاهر بوده یا نبوده؟ ما اینجا استصحاب بقای طهارت میکنیم، اصلاً نوبت به این مسائل در اینجا نمیرسد.

