جلسه68
7ولی آنچه را كه از مسأله در اینها بدست میآید این است كه ما باید سراغ روایاتی برویم كه یك حكم وجوب را در اینجا برداشته باشد، یا یك حكم حرمت را، یعنی یك حرمت ظاهری را آمده فرض كنید كه لولا این مسألۀ حرج، آمده برمیدارد، این روایات را ما باید بدست بیاوریم تا میزان حرجیت برای ما مشخص باشد. این مسأله است كه خیلی از بزرگان را به اشتباه انداخته، آخر شما كه دارید میگوئید كه ماجعل علیكم فیالدین من حرج، این در اینجا خب در چه دایرهای است؟
اگر شما حرج را به معنی مشقت میگیرید، خب اصلاً تكلیف از كلفت میآید، كلفت هم یعنی مشقت ، خب یعنی در هرمسألهای بالاخره یك مشقّتی هست. فرض كنید كه صبح است آدم هم من باب مثال شب خوابش نبرده، شب تا صبح مطالعه میكرده، حالا موقع صبح خوابش گرفته، خیلی جای گرم و نرمی هم دارد و این حرفها، الحقُّ و الانصاف واقعاً مشقت دارد انسان بلند شود برود وضو بگیرد، حالا فرض كنید دستشویی هم آن طرف حیاط است مثل منزل آقای ...
حالا این بخواهد بلند شود برود وضو بگیرد خب واقعاً میبیند این مشكل است. یعنی این مشكل را هم شارع آمده برداشته؟! یعنی در هر قضیهای و در هر تكلیفی من باب مثال ما بگوئیم این تكلیف دارای حرج و مشقت است و شارع این را برمیدارد! خب اگر این طوری باشد كه اصلاً كل فقه از بین میرود، تمام تكالیف از بین میرود، این از یك طرف، از یك طرف ما میبینیم قطعاً مورد روایات آن تكالیفی كه در حد طاقت انسان است، آن قطعاً نیست، یعنی آن اصلاً امتناع عقلی دارد، آن كه خب هیچی، ما لایطاق است. آنی كه هم [به اندازۀ] طاقت انسان است یعنی با تمام شدن آن، طاقت انسان تمام میشود، آن هم از این روایات برنمیآید. مثلاً ما در روایاتی كه داریم، یكی از روایات این است كه اصلاً...

