جلسه68
11یك حكم امرار ید بر محل داریم.
یك حكم ایصال ماء الی البشره داریم.
وقتی كه یكی از این دو حكم متعذر بشود حكم دیگر به جای خودش باقی است.
البته این قضیه قابل خدشه است و آن از این جهت است كه اگر این روایت نبود آیا شما همین رامیفهمیدید؟ یعنی از ما جعل علیكم فی الدین من حرج همین را میفهمیدید یا الان به ضمیمۀ ارتكازی كه با روایت پیدا كردید دارید تقسیمش میكنید و منشعب میكنید كه الان در اینجا دو حكم است؟ یک حكم امرار ید بر محل است كه خب باقی است به جای خود. یك حكم ایصال ماء الی البشره است. خب این در اینجا از دومی متعذر میشود، اولی به حال خودش باقی است.
یعنی صرف نظر از چیز، اگر ما بخواهیم دقت بكنیم می بینیم که، وقتی كه مولا امر میكند ما را من باب مثال به وضو و این حرفها، مثلاً صورت كامل است، این دست كامل است، آن دست كامل است، این پا كامل است، آن پا كامل است، فقط یك انگشت این وسط ناقص است. آیا آنی كه اول تبادر میكند این است كه فوری سراغ تیمم برویم، چون وضو نمیشود گرفت یا نه از اول به دنبال تَمَحُّلِ برای وضو میگردیم؟ غیر از اینكه فرض كنید اصل وضو متعذر باشد یا متعسر باشد، كدام را اول به ذهن تبادر میكنیم؟ اول دنبال این میگردیم كه چارهای برای آن بكنیم اگر چارهای پیدا نكردیم میرویم سراغ تیمم و شاید همین قضیه است كه آن طرف، تیمم اصلاً به ذهنش نیامده، آمده گفته چه كنم؟ یعنی این مسألۀ تمحل برای توضأ است كه آمده و این كار را كرده. آن وقت با توجه به این قضیه خب ما میبینیم اصلاً شارع خیلی آسان گرفته یعنی گفته خب بابا این معلوم میشود دیگر، عقلت را به كار بیانداز ببین چه كار انجام بدهی

