جلسه 67
6حالا از این گذشته، اصلاً این رمیی که واقعاً حرج است بر این، خب این قابل وکالت است دیگر، باید وکالت بدهد. تمام احکام اسلام، احکام در یسر است و امثال ذلک. یعنی مسائلی که در تحت این قاعده میتواند قرار بگیرد و این قاعده آنها را در پوشش خودش بگیرد الی ماشاءاللَه است منتهی صحبت در این است که ما مقدار حرجیّت را تشخیص بدهیم. مهم ترین مسئلۀ ما در این قاعده این است که مقدار حرجیّت چه مقدار است ؟ یک مقدار حرجیّت همین مقداری است که دیگر بالاخره هر آدم عامی این را تشخیص میدهد. مثل این موردی که برای ما پیش آمد، این دیگر هر دهاتیی هم که باشد میگوید در اینجا رفع تکلیف است. ولی ما وقتی به روایات نگاه میکنیم میبینیم روایات، دایرۀ حرجیت را اوسع از این میگیرند.
یک روایات است که راوی از امام صادق علیه السلام سوال میکند، شخصی جُنُب است و کوزۀ آبی دستش است و میخواهد برود با آب آن کوزه غسل بکند ولی یکدفعه انگشتش را میکند توی آن کوزه یکدفعه حالا آب کوزه متنجس میشود یا اینکه خیال میکند...، بعد حضرت میفرماید خب اگر این دستش واقعاً قذر بود، این انگشتش قذره بود خب این باید برود این آب را خالی بکند. اگر این قذره نبود این…. وَ مٰا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي اَلدِّينِ مِنْ حَرَجٍ …. ﴿الحج، ٧٨﴾ با همان آب برود و غسل بکند. یا اینکه یک ظرف آبی گذاشته و الان دارد غسل میکند از آن ظرف آب و آن غساله میریزد در آن ظرف آب، خب اگر این غساله ریخت توی آن آب، دیگر انسان نباید دوباره همان آب را مصرف کند، حضرت میفرماید نه بابا ول کن وَ مٰا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي اَلدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مثلاً برو با آن آب غسل کن و...
ما نگاه میکنیم میبینیم اصلاً قاعدۀ حرج خیلی دایرهاش وسیعتر از آن چیزی است که دارد مطرح میشود. الان میگویند طواف را به هر کیفیتی باید انجام بدهی ولو اینکه پدرت دربیاید! پشت سر مقام ابراهیم باید نماز بخوانی به هرکیفیتی ولو اینکه سه دور، دورِ خودت بچرخانندت! رمی جمار تا به حد قتل و موت نرسیده باید انجام بدهی! و و و...! خب اصلاً اینها خارج از موضوع است. به عبارت دیگر اصلاً بطور کلی عرض کردم که هر شخص عامی میفهمد بر اینکه اینها مسائل، مسائل حرجی است ولی وقتی که به روایات مراجعه میکنیم میبینیم خیلی دایره را از این وسیعتر گرفتند. لذا فتوای مرحوم آقا هم بر همین بود که در مورد طواف دور کعبه، انسان آرام و راحت طواف کند. این است. از این مقدار بیشتر میشود حرج. همین، خیلی آرام، بدون اینکه کسی به او تنه بزند، بدون اینکه کسی...، نه اینکه چنان بچلانندش که اصلاً روغنش دربیاید!

