جلسه 67
3بطور کلی اگر ما روایاتی را که در این زمینه وارد است بخوانیم، آن مقدار حَرَجیّتش که موجب رفع حکم است، آن مقدار برای ما مشخص میشود. در آیاتی که در این زمینه آمده چند لفظ بود که این چند لفظ از او استفادۀ عدم حکم حَرَجی میشود در شریعت پیغمبر اکرم.
یکی خود لفظ حَرَج است که عرض کردیم به معنای مشقّت است البته آن مشقّتی که موجب امتناع عقلی است نه، آن مشقّت منظور نیست. مشقتی که مثلاً فرض کنید در پنجاه و یک رکعت نمازی که برعهدۀ امم سالفه بود[وجود داشت که] اینها را هرکدام در وقت خودش واجب است که بخواند، در نصف شب بخواند، موقع صبح بخواند، ظهر بخواند، نافلهاش را بخواند، در آن وقت فلان بلند شود چکارکند، خب این واقعاً مشقت دارد. خب انسان [گاهی اوقات] نمیتواند. یک وقتی خسته است احتیاج به استراحت دارد، بعد از نهار یا [شام]، نمیتواند نصف شب بلند شود، تکلیف و تحمیل بر این قضیه واقعاً مشقّت است. شکی در این نیست. این یکی [از معانی]حَرَج بود.
یکی به معنای عسر بود که خب عسر هم همان طوری که در روایات هست عُسر ضد یُسر آمده. یُسر به معنای انجام یک عمل است با راحتی و بر طبق روال طبیعی، این میشود یُسر. عسر انجام آن عمل است با شکلهای مختلف به صورت پیچیده و مُعَقَّد به نحوی که انجام آن برای انسان مشکل باشد. این به معنای عسر است، میگویند این امر مُتعسِّر است. متعسر یعنی خیلی مشکل است، خیلی سخت است، و سخت برای انسان این امر پیدا میشود.
یکی از آن الفاظ، طاقة بود که طاقة به این معنای دومی که عرض شد به معنای قدرت است یعنی قدرتی که با آن- نه قدرت بر تکلیف، آن یک مسئلۀ دیگر است آن اصلاً موجب امتناع عقلی میشود، اصلاً شرط تکلیف، قدرت است- قدرتی که با آن قدرت، دیگر قدرت برای عمل دیگری باقی نمیماند وَ لاٰ تُحَمِّلْنٰا مٰا لاٰ طٰاقَةَ لَنٰا بِهِ یعنی دیگر ما قدرت نداریم کار دیگری انجام بدهیم.

