اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

سعۀ قاعدۀ لا حرج

نسخه عربی

جلسه 67

7
  • گاهی اوقات، در بعضی از موارد بود که ما...، در یک مورد بود که ما خواستیم وارد صفا بشویم، جمعیت زیاد بود، ظاهراً نماز تمام شده بود یک عده داشتند از آن طرف می‌آمدند از مسجدالحرام بیرون، یک عده‌ای از این طرف می‌رفتند داخل مسجدالحرام، ما صبر نکردیم که مسیر خلوت بشود، گفتیم لابد رد می‌شویم. آمدیم در یک فاصلۀ دومتری بود که خیلی فضا کم بود، درحدود ده پانزده سانت ما چنان به هم پیچیده شدیم که راستی راستی من احساس می‌کنم اگر آن بنیۀ من نبود، یک شخصی واقعاً ضعیف بود، شاید یک صدمه‌ای برایش وارد می‌شد. چنان ما را مالاندند که روغنمان راست راستی درآمد! خب حالا ما مرد بودیم و فلان و این حرفها، توانستیم دوام بیاوریم. اگر یک زنی باشد و این حرفها، اصلاً دوام نمی‌تواند بیاورد. احتمال خطر برایش هست. و در تمام این موارد اصلاً باید به قاعدۀ حرج و اینها تمسّک کرد. این معنای آن الفاظی بود که در آیات و همچنین در روایات آمده است. 

  • حالا منظور من از بیان این روایات در این جا این است که- برای بعدمان به درد می‌خورد- خلاصه ائمه علیهم‌السلام در چه زمینه‌هایی حرج را [موضوع قرار می‌دادند] برای رفع حکم؟ خب آن زمینه‌اش چه زمینه‌ای بوده؟ روایات در این جا زیاد است که خیلی هایش را مرحوم نراقی ذکر کردند و طبق استقصایی که کردند حدود هیجده ‌تا روایت است ولی بیش از آن مقدار هم هست، من روایات دیگری هم دیده‌ام که دیگر ضرورتی برای ذکر آنها ندیدم و خیلی از روایات روایاتی است که اصلاً لفظ، در آن نیامده، ولی خودش دلالت دارد. در آن حجة الوداع که پیغمبر اکرم حج کردند و اینها، در آن جا روایات خیلی عجیبی دارد که در آنجا می‌آمدند از حضرت سوال می‌کردند که[مثلاً] در اینجا ازدحام پیدا شد ما این کار را کردیم، حضرت فرمودند لابأس! در آنجا لابأس! لابأس! آن روایت خیلی می‌تواند برای انسان راه گشا باشد. همین طور روایات دیگر که این لفظ نیامده ولی در هر صورت به این معانی در آنجا تذکر داده شده است.