جلسه 67
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
دیروز عرض شد معانی عسر و حَرَج و طاقة، معانی روشنی است و تقریباً به معانی واحدی هستند. در یک آیۀ شریفه داردلاٰ يُكَلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا ….. رَبَّنٰا وَ لاٰ تُحَمِّلْنٰا مٰا لاٰ طٰاقَةَ لَنٰا بِهِ….. ﴿البقرة، ٢٨٦﴾ که جزو مسائلی بود که پیغمبر اکرم در شب معراج از خداوند مسئلت کردند.
عرض شد که طاقة به معنای حَرَج نیست یعنی آن عدم الطاقه به معنای حکم حَرَجی نیست، یک معنای بالاتر از این هست. طاقة در لغت به معنای قوه و قدرت است. اگر ما قوه و قدرت را به معنای شرط تکلیف بدانیم پس معنای این آیه میشود: ربنا و لاتُکَلِّفُنا ما لاقدرة لَنا به، خب این اصلاً عقلاً محال و ممتنع است و سؤالش غلط است چون عقل حکم به ابطال یک همچنین حکمی را میکند، چه تکلیفیه، چه وضعیه. پس معلوم میشود معنای طاقة که پیغمبراکرم سوال کردند به معنای قدرت نیست، یعنی قدرت بر تکلیف، بلکه به معنای تحمل مشقّت کثیراست. چطور که در امم گذشته این طور بود و روایتی در این زمینه هست که خداوند متعال آن مشقّاتی را که بر امم گذشته بود از امت پیغمبر برداشته. پس بنابراین معنای طاقة در اینجا یعنی آن تحملی که با آن تحمل، دیگر برای انسان رمقی باقی نمیماند، این میشود معنای طاقة، یعنی دیگر اصلاً رمقی باقی نمیماند.
فرض کنید که روزۀ در تابستان با توجه به شرایط اگر طوری باشد که طاقت انسان را تمام کند، این دیگر وجوبش برداشته میشود. فرض کنید که افرادی که دارای ضعف هستند اگر اینها بخواهند روزه بگیرند روزه باعث میشود که دیگر به کار دیگری نرسند و نپردازند، این وجوب برداشته میشود. بله یک وقتی ضعف ضعف عادی و طبیعی است، یک وقتی ضعف مفرِط است، ضعف مفرط یعنی پرداختن به این عبادت واین عمل موجب صَرف تمام قوا و تمرکز تمام قوا میشود به طوری که دیگر انسان به کار دیگری نمیتواند بپردازد. این میشود معنای طاقة که ….وَ عَلَى اَلَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعٰامُ مِسْكِينٍ…. ﴿البقرة، ١٨٤﴾ اشاره به این جهت میکند، کسانی که طاقت روزه را دارند یعنی قوای آنها صرف برای روزه میشود.

