اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

ادلۀ شرعی قاعدۀ لا حرج

نسخه عربی

جلسه66

5
  • تلمیذ: لاضرر را هم می گیرد دیگر

  • استاد: بله آن لاضرر را هم می گیرد.

  • خب در اینجا این مسلّماً خلاف است و شریعت برای احیاء نظام است نه برای اختلال و إماتۀ نظام و امثال ذلك. یك قسم حرج هست كه این ضررش یك ضرر مسلّم است، همان طوری كه خدمتتان عرض كردم فرض كنید كه انسان خودش را به یك مشقّاتی بیاندازد كه آن مشقّات اصلاً موجب ضرر بر او بشوند، یعنی دچار یک ضعفی بشود که آن ضعف باعث ضرر بشود فرض كنید كه بخواهد روزۀ مستحبّی چند ماه پشت سر هم انسان بگیرد، یا اینكه یك عبادتی كه اصلاً موجب ضرر باشد بر او، شب تا صبح بیدار باشد و بخواهد به نوافل و اینها بپردازد و بطور كلّی برای بدست آوردن...، یا مثلاً حجّی بخواهد انجام بدهد، خب در این حجّ مهلكه وجود دارد اگر تنها بخواهد بلند بشود برود بدون قافله و این حرفها، هزار تا سباع و سارق و امثال ذلك و اینها هست كه اصلاً...! خب این داخل در تحت همان لاضرر هم ما می توانیم بگوئیم كه قرار می گیرد و این اصلاً به طور كلّی می تواند منهی باشد، اینها منظور نیست و اینها مطرح نیست، نخیر. 

  • یا فرض كنید كه تكالیفی كه اینها حرجی هستند، خیلی مشكل است در اینكه فرض كنید كه حالا این عمل را انجام بدهد، فرض كنید كه دستش حالا زخم است، این بخواهد این را باز بكند یك ساعت...، حالا جبیره بكند. صورتش را مثلاً بسته اند یک ساعت باید این باندها را باز بکند، یكی یكی باید روی آن را یك چیز بگذارد، آب بریزد و اینها، اینها یك چیزی است كه این دیگر مشقّت است و كلفت است، باز كردنش نیم ساعت و بستنش هم نیم ساعت و این حرفها برای اینكه بخواهد دو ركعت من باب مثال نماز بخواند، شارع می گوید در اینجا خب تیمّم كن دیگر. یا فرض كنید كه مریضی هست، این مریض اگر بخواهد برود برای وضو و برای كسب طهارت مائیه خیلی دچار مشكلات می شود، با آن حال مرض بخواهد بلند شود، خودش حرکت کند، کمرش درد می کند، حالِ تب دارد، فلان دارد و این حرفها، با یك حال مشقّتی یك مسافتی را بخواهد طی بكند و اینها همه...، خب بر فرض هم بگوئیم كه حالا ضرر متوجّه او نمی شود و این حالا فرض كن دو تا قرص هم می خورد و اگر بخواهد وسط راه یك بادی بخورد و این حرفها، ولی این صرف مشقّتی كه او را به كلفت می اندازد برای تحصیل آب و اینها، حالا ما قاعدۀ عقلی نداریم در اینكه حالا فرض كنید که عقل بیاید بگوید یا عقلاء بگویند كه این تكلیفی كه در اینجا شده، این تكلیف اصلاً خلاف است و همان تكلیف باید فرض كنید كه به تیمم باشد، نخیر، خب خودش را به مشقّت بیاندازد، كسی كه دنبال ثواب و بهشت و این حرفها می رود باید این كارها را هم انجام بدهد دیگر. بهشت كه دیگر با تخت روان و كنار نهر آب که به آدم نمی دهند، این مشقّات و این مشكلات هم بایستی كه انجام بدهد، ما چیز نداریم، یعنی از نقطۀ نظر عقلی یك دلیلی كه نفی حرج بكند مثل قاعدۀ لاضرر، ما در اینجا نداریم، الّا اینكه فقط جنبه، جنبۀ شرعی باشد و ببینیم كه از ناحیۀ شرع آیا برای اینجا...، چون عرض كردم راه آنها، خب آنها اصلاً داخل در این مسألۀ حرج و اینها نیست، لذا در اینجا، هم از آیات و هم از روایات، ما برای منظور و هدف خودمان، آیات و روایاتی داریم.