اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

ادلۀ شرعی قاعدۀ لا حرج

نسخه عربی

جلسه66

3
  • محصّل كلام این است كه در مورد قاعدۀ لاضرر ما خیلی مشكل نداشتیم و ضرر را از باب یك ضرر عقلایی، از جهت نفی، چه عقلایی و چه شرعی، این قابل تصوّر بود، البتّه در موارد اشكال، خب انسان رجوع می كند به عرف و به عقلاء، آیا این مورد را ضرر می دانند یا نمی دانند؟ چطور اینكه فرض كنید من باب مثال در حقّ تألیف و امثال ذلك، آیا عقلاء رفع حق التألیف را و عدم حق التألیف را و سلب حق التألیف را از مؤلف، آیا عقلا این را ضرر می دانند یا ضرر نمی دانند؟ ممكن است كه در یك جامعه ای ضرر بدانند، ممكن است كه در یك جامعه ای ضرر به حساب نیاورند.

  • خب در اینجا انسان می تواند كه بر طبق همان حكم عقلایی عمل كند چطور اینكه خود شارع هیچ وقت نیامده تحدید بكند ضرر را، شارع فقط آمده لاضرر را بیان كرده، امّا مواردش را كه دیگر نیامده بگوید، فرض كنید كه در این مورد بخصوص، ضرر است. در این مورد بخصوص ضرر نیست. شارع آمده بر ارتكازات عقلایی این قاعده را حمل كرده و آن مورد سمره، حق شفعه یا ماء جاری و امثال ذلك را جزء موارد و ارتكازات عقلایی به حساب آورده، بنابراین بر اساس یك حكم امضایی در اینجا شارع آمده این قاعده را بیان كرده و موارد تطبیقش بر عهدۀ عقلاء است. ولی اشكال در مورد قاعدۀ حرج است. 

  • در قاعدۀ حرج صحبت در این است كه هیچ وقت عقلا نمی آیند این قاعده را نفی كنند یعنی ما دلیل عقلی داشتیم بر اینكه حرج نباید در احكام شرعیه باشد، نه این طور نیست. اتفاقاً عقلاء می گویند كه بر اساس اتکاء و استناد و به حكم عقل كه افضل الاعمال اهمزها و امثال ذلك، خب اشكال ندارد که فرض كنید كه یك حرجی هم باشد و این حرج مورد امضاء شارع باشد. امام حسن علیه السلام داریم كه حجّ انجام می دادند در حالتی كه قوافل در جلوی آن حضرت در حركت بودند و حضرت با پای پیاده مسافرت می كرد. خب از مدینه تا مكّه پیاده رفتن، این یك حكم حرجی است و واقعاً مشكل است، امّا از باب