جلسه66
2یا اینكه نه، فرض كنید كه ما دلیلی برای حرمت رجوع به این افرادی كه متصدّی این امور غریبه و عجیبه هستند نداریم و چه بسا حتّی دلیل بر خلاف هم ممكن است باشد. ممكن است كه فرض كنید كه ما برای دفع سحر یا دفع یك شخصی كه از راه جادو و شعبذه و امثال ذلك عملی را انجام داده كه موجب ضرر بر یك موردی هست، حتّی ما ادلّۀ بر خلاف هم داریم و از باب دفع، اشكالی ندارد، می توانیم یكی از آن موارد را سرقت سارق بدانیم، خود نفس تحمّل سرقت، ضرر است و به مقتضای قاعدۀ لاضرر این تحمّل ضرر برداشته می شود و انسان می تواند در این موارد رجوع به این افراد بكند برای پیدا شدن آن مورد، یا برای تدارك آن مورد. فرض كنید كه من باب مثال اگر مصلحت خداوند بر عود و ارجاع این قضیه بود[ فبها] و اگر مصلحت بر عدم عود و عدم ارجاع بود، خب طبعاً آن انجام نمی گیرد و معلوم می شود كه در اینجا تقدیر و مشیت به نحو دیگری است، ما در اینجا می توانیم به این قاعده تمسّك كنیم.
تلمیذ: این حرمت شاید مطلق باشد.
استاد: بله؟
تلمیذ: می گویم حرمت وجود اینها شاید مطلق باشد، وقتی مطلق باشد دیگر این دفع ضرر به ضرر كه نمی شود. آن وقتی كه حرام باشد، معلوم است یك ملاكاتی را برای حرمتش دارد.
استاد: درست است.
تلمیذ: چنین مسأله ای هست.
استاد: عرض كردم اگر حرمت داشته باشد، در آنجا بحثی نیست ، خب این را ما می توانیم توجیهی كنیم و اصلاً آن را مخصّص قاعده هم به حساب نیاوریم، من باب مثال بگوئیم كه خداوند مصلحتش و مشیّتش تعلّق گرفته بر اینكه طبق نظام احسن یك چیزی به او برسد و این به واسطۀ این سرقت، به واسطۀ این ظلم، به واسطۀ این چیزها این دفع برای آن می شود، چطور اینكه فرض كنید كه حضرت خضر آن کاری را که انجام داد در سفینه، خب آن یك ضرری وارد كرد بر آن سفینه، ولی در واقع جلوی مفاسد دیگر را حضرت در اینجا گرفت. بله، در صورتی كه حرمت محرز بشود حرفی نیست و مرحوم شیخ هم در اوّل مكاسب و اینها، من دیگر ذكر نكردم چون از باب همین تطبیق قاعده بر موارد خاصّه می خواستم فقط یك مثالی عرض بكنم، تفحّص دیگر با خود آقایان است. اگر ما حرمتی پیدا كردیم در مراجعۀ به اینها به نحو اطلاق، خب این فبها. ولی اگر یك همچنین اطلاقی در اینجا استفاده نشد، این هم یكی از موارد و مصادیقی است كه می شود ما با قاعدۀ لاضرر به دنبال و تدارك آن برویم.

