
جلسه 64
تعارض دو حکم ضرری
جلسه 64
8زیارت امام رضا علیه السلام خب این گرچه مستحب است اما از نقطۀ نظر توجه افراد به مقام ولایت و زیارت آن حضرت، این یک مسئله ای است که این قضیه، به عنوان یک مسئلۀ حیاتی در جامعه و در زندگی شیعه و افرادی که اینها متولّی به ولایت آنها هستند مطرح است و این قضیه به عنوان یک شعاری که آن شعار لازم الحفظ است و لازم البقاء است و لازم الابقاء است، و این شعار به نحوی در می آید که می تواند عدم تحفظ بر این قضیه، ضرری را متوجه شیعه و موالیان آن حضرت بکند به نحوی که آن می آید و جلوی ادلۀ اولیه مثل حرمت تصرف در وقف و...، را می گیرد. پس بنابراین فرض کنید که اگر زائرین امام رضا علیه السلام به نحوی ازدحام پیدا کردند که ظرفیت فعلی و مکان فعلی برای گنجایش آنها کافی نبود، به مقتضای قاعدۀ لاضرر ما می توانیم تمام امکنۀ اطراف را تخریب کنیم و تمام اوقاف را همه را از بین ببریم و تمام آنچه را که طبق قاعدۀ اولیه، تصرف در آنها، همه اشکال دارد حتی وقف که از ابده بدیهیات است و تصرف در وقف حرام است و روایات عجیب وغلاظ وشدادی در این زمینه آمده است، این مسئله می تواند آنها را تحت الشعاع قرار بدهد.
نکته در این است که انسان متوجه بشود و بداند اهمیت مطلب را، اهمیت ما نُودِی بِشیٍ مثلَ ما نودِیَ بالولایة را، اهمیت حفظ این شعائر را، اهمیت حفظ و ابقاء این شعائر را به نحوی که آیا در بقاء و در جنبۀ تعارض بین ادلۀ حفظ و ابقاء احکام اولیۀ تکلیفیه، وجوب و حرمت و حفظ و ابقاء این امور مستحبه گرچه استحباب هستند اما از نقطۀ نظر تغییر اینها و تبدّل اینها به عنوان یک شعار شیعه، در تبدّل اینها به عنوان شعار شیعه این چه بسا ممکن است که این یک عنوان ثانوی به خود بگیرد که حتی حاکم باشد یا وارد باشد بر آن ادلۀ اولیه و بتواند آن وقف و امثال ذلک را، همه را کنار بزند. در اینجا ما با قاعدۀ لاضرر می آییم و می بینیم که حفظ این وقف، حفظ این مال مُسلِم، حفظ این مسجد، حفظ این وقف خاص یا وقف عام و امثال ذلک، تمام اینها، بقاء اینها ضرر بر زائرین است و به مقتضای آن قاعدۀ لاضرر می آییم همۀ اینها را متبدّل می کنیم به نحو احسن و به نحو اکمل و به نحو اَتم، همان طوری که موسی بن جعفر علیه السلام در آن قضیه و واقعۀ معروفی که منصور دوانیقی از آن حضرت سؤال کرد که الان زوار بیت اللَه الحرام و حجاج نمی توانند... ، مسجد الحرام گنجایش این را ندارد. حضرت فرمودند که آیا آنها اول بوده اند و کعبه آمد در کنار اینها؟ یعنی کعبه به اینها تشرف پیدا کرد یا اینها متشرف شده اند به شرف کعبه؟ یعنی کعبه بر اینها حق دارد، هر کدام که اولویت داشت، آن مقدم است. در اینجا این جنبه و ملاک اولویت را حضرت به ما داده.
