جلسه 64
6یا اینکه فرض کنید که من باب مثال اگر یکی از این ها ضررش بر دیگری بیشتر بود آن هم همین طور است یا آن شخصی که دارای ضرر بیشتر هست آن لاضرر را متوجه خودش می کند و ضرر متوجه طرف دیگر می شود [در این صورت] طبعاً به همین کیفیت و به همین نسبت[این فردی که لا ضرر را متوجه خودش کرده] باید ضرر او[(طرف دیگر که ضرر متوجه او شده)] را هم بپردازد.
اگر حالا به هیچ وجه طرفین حاظر به تصالح نشدند در اینجا قاعدۀ قرعه پیدا می شود که القرعة لکلّ امرٍ مشکل.
این بحث توجه ضرر به آن مرتبۀ اقوی بسیار مسئله مسئلۀ مهمی است و این مسئله در آن حقوقی که تعلق می گیرد به حقوق حد اعلای حقوقی که متعلق به مکلفین هست، این در آنجا خیلی به درد می خورد.
من باب مثال اگر یک منزلی هست فرض کنید که این منزل در شارع است، وسط شارع است. شهرداری می خواهد یک خیابان در اینجا درست بکند. اگر بخواهد این منزل را خراب بکند ضرر بر این شخص وارد می شود. همان سلب حق این شخص، در اینجا ضرر است و لو اینکه قیمت این منزل را به او بپردازند اما در واقع باز سلب حق کرده، منزلی هست از آباء و اجدادی، نمی خواهد از بین برود و می خواهد بماند و امثال ذلک، در اینجا لحاظ ضرر اقوی می شود، باید ببینیم با سلب کردن حق از این شخص، چه مقدار ضرر متوجه این می شود و اگر ما این خیابان را نکشیم چقدر ضرر متوجه می شود؟ نسبت به این دو سنجیده می شود. یا اینکه ضرر متوجه او خواهد شد یا اینکه ضرر متوجه آن افرادی که در آن حول و حوش هستند می شود و در اینجا ما می توانیم قائل به توسعه بشویم و دست حکومت را در دفع ضرر از جامعه بطور کلی باز بگذاریم. البته ملاک و تشخیص این قضیه، این یک مسئلۀ دیگری است که آیا اینها تشخیص صحیح بدهند و در تشخیص مصیب باشند یا مصیب نباشند، آن یک مسئلۀ دیگری است.

