جلسه63
2تلمیذ: اگر این قاعده هم نبود این مسأله هست
استاد: بله؟
تلمیذ: اگر این قاعده نبود بالاخره...
استاد: لاضرر؟
تلمیذ: بله اگر نبود...
استاد: خب بله، بله همین را می خواهم عرض بكنم. می خواهم عرض بكنم كه اینی كه شما می گویید فقه جدید لازم می آید، این فقه جدید لازم نمی آید. اگر این قاعده هم نباشد باز زن در اینجا حق طلاق دارد، می تواند مراجعه كند.
تلمیذ: زن حق نفقه دارد و در این صورت می رود شكایت می كند و حاكم از او[(مرد)] پول می گیرد اگر دارد، اگر ندارد هم...
استاد: می تواند طلاق بدهد، می تواند طلاق بگیرد
تلمیذ: مسألۀ طلاق یك ... والا اگر پول داشته باشد می تواند پول را بگیرد...
استاد: زن كه آمده در تحت زوجیت مرد قرار گرفته...
تلمیذ: حق این...؟
استاد: نه این [روی ]پیشانی اش كه ننوشته، بر این اساس آمده كه مرد به او مسكن بدهد و مرد به او نفقه بدهد، حالا اگر مرد نداشت یا تعمداً ندارد، حاكم او را مجبور می كند، جبراً علیه، اگر نداشته باشد خب این زوجیت بر چه اساسی دوام پیدا كند؟ بقاء زوجیت منوط به چیست؟
تلمیذ: اگر نداشته باشد
استاد: اَلرِّجٰالُ قَوّٰامُونَ عَلَى اَلنِّسٰاءِ… ﴿النساء، ٣٤﴾ یعنی همین دیگر
تلمیذ: ولی فقیه باید بدهد
استاد: همین. ما نمی گوییم خودش بدهد. نه، در اینكه اختیار دارد رجوع كند به ولی فقیه و ولی فقیه نمی تواند رد كند تقاضای این را، بحث در این است، نائینی هم این حرف را نمی زند.
تلمیذ: پس می خواهم بگویم كه برنمی گردد به طلاق، عدم نفقه برنمی گردد به طلاق
استاد: به جواز طلاق دیگر، وقتی كه نتوانست نفقه بدهد این اختیار طلاق دیگر می آید بدست زن. یعنی زن در اینجا حق دارد تقاضای طلاق كند. نائینی می گوید نه، اصلاً زن نمی تواند تقاضای طلاق كند حالا چه از طرف خودش بنفسه مباشرتاً، چه ولی او كه حاكم است، هیچ كدام از این دو تا نمی تواند، چون الطلاق بید من أخذ بالساق. خب ما می گوئیم نه، ما می گوییم می تواند

