اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

حکم وضوی ضرری

نسخه عربی

جلسه61

9
  • پس بنابراین در اینجا ما دو ملاک داریم:

  • ملاک اول استحبابی است که بحال خودش محفوظ است.

  • ملاک دوم این کون در مسجد است که مبغوضاً به آن تعلق گرفته. پس بنابر این اقلّ ثواباً دیگر در اینجا معنا ندارد. این هم به ثوابش رسیده و هم کراهت مولا را تحصیل کرده. حالا تا ببینیم که من باب مثال چقدر از همدیگر کم می‌کنند، اینها از نظر ارتقاء وقتی که دارند بالا می‌روند، در باب تعارض و تصادم از همدیگر چقدر می‌زنند و ثواب همدیگر را چقدر پایین می‌آورند؟ ایشان به این کیفیت این مسئله را حل کرده. 

  • البته فعلاً من در مقام دفع کلام ایشان نیستم چون از این مسئله می‌مانیم ولی یک جمله می‌گویم و رد می‌شوم وآن اینکه بالاخره در مقام تکلیف و در مقام خارج، مولا از این چی خواسته؟ ما سؤالمان از ایشان این است، آیا از ایشان نماز خواسته در این شرایط یا نخواسته؟ حالا شما هی مطلب را این طرف و آن طرف بپیچانید و دو تا ملاکش کنید و سه تا ملاک کنید و از نظر قربانیت این یک ملاک دارد، از نظر کون فی الشارع این ملاک برای ...، بالاخره مولا به این می‌گوید نماز بخوان یا نمی‌گوید؟ اگر مولا الان بیاید پایین، آه آمد جلویش ایستاد، این هم می‌گوید مولای بزرگوار بنده خیلی سرحالم!

  • مثل ولید بود، چهار رکعت نماز خوانده بود، بعد به او گفتند آقا چرا انقدر خواندی؟ گفت فعلاً سرحال و سرکیف هستم! خلاصه دمی به خمره زدیم و با می و مطرب بسرآوردیم وحال خوشی دست داده! بخواهید برایتان هفت رکعت هم بخوانم می‌خوانم! فعلاً قربان کلّ تقی برای من خوب حاصل است! نشاط برایم پیدا شده! 

  • این هم همین طور، می‌گوید مولا من الان حال و حوصله دارم ،کاری هم ندارم، زن و بچه هم من باب مثال نیستند که حالا...، این وسط خیابان را من گرفتم می‌خواهم نماز بخوانم. می‌گوید بخوان یا نخوان؟ اگر می‌گوید بخوان پس این کراهتش دیگر چیست؟ پس نگوید نخوان. یعنی در مقام تکلیف هیچ وقت شرع نمی‌آید یک مکلف را رها کند و لنگ در هوا بگذارد با این اظهار نظر آقایان! این مردک بی‌سواد اینجا ایستاده می‌گوید مولا بالاخره من بخوانم این را یا نخوانم؟ این که دیگر دو دوتا چهارتا ندارد. اگر مبغوض مولا است می‌گوید آقا نخوان، برو در خانه. اگر مبغوض مولا نیست خب می‌گوید بخوان. یا اینکه می‌گوید بهتر است بروی آنجا. بهتر است آن کار را انجام بدهی. وقتی که ما مراجعه بکنیم بین خود و بین وجدان خودمان، خب اینها چیزهایی نیست که با کله وعقل خودمان بیاییم به اینها [برسیم.] این مقام، مقام تکلیف است و انسان باید بین خود و بین وجدان و بین خدا مخلی طبع باشد تا بتواند نظر مولا را در اینجا [بدست بیاورد.] اگر بین خودمان و بین مولا خالی الذهن باشیم می‌بینیم که این نماز مبغوض مولا است. این سلام به خطیب مبغوض است. می‌گوید آخر من به تو عقل دادم این خطیب دارد نماز می‌خواند...،