جلسه61
8سوال: ایشان قائل به این است که برای هر فعلی که از انسان سر میزند دو نوع ثواب مترتب میشود یا دو نوع اثر، یکی بخاطر اصل الفعل یکی بخاطر کون الفعل فی موضع کذا.
جواب: حالا بله، بله این هم که خب، البته خب در همۀ اوامر و نواهی مولای شرعیه همین طور است. فرض کنید که من باب مثال، خود نفس آن فعل، آن یک مسئله است، شرایط و مقارناتی که با آن فعل هستند که یا ثوابش را زیاد میکنند یا ثوابش را کم میکنند، آن یک مطلب دیگر است. خب این درست است. این اشکال ...
سوال: ... ندارد، خودش ثواب جداگانه برایش مترتب میشود
جواب: خب باشد
سوال: ...؟
جواب: خب این کراهتی هم که میگویند همین است. این کراهت یعنی به مقارنات تعلق گرفته نه به اصل الصلاة
سوال: یعنی ثواب اصل الصلاة را میبرد
جواب: بله او اصل ثوابش را می برد منتهی از نظر مقارناتش این مبغوض است برای مولا. منتهی نه آن مبغوضی که پدرش را در بیاورد، میگوید حالا خوشم نمیآید که تو این کار را کردی! حالا راه قحط بود توی خیابان آمدی راه را بستی و دَنگَت گرفته برای نماز خواندن و این حرفها، این یک مسئلۀ دیگر است. به طوری که حالا این صلاة هیچی، به غیر از صلاة هم این کار را میکرد باز این مبغوضیت مولا را تحصیل میکرد، حالا صلاة هیچی فرض کنید که پشتک میزد وسط خیابان، حالا نماز نه، چون بالاخره شارع مکان رفت و آمد هست، در آنجا خب راه بسته میشود و امثال ذلک یا بخاطر یک مسائل معنوی دیگر، در آنجا شارع خوشش نمیآید که فرض کنید که نماز خوانده شود ، راه فقط برای رفت و آمد است نه برای فرض کنید که نماز، فرض کنید که می گفت در شارع کتابت هم مکروه است، کاری به نماز ندارد. یعنی کون فی الشارع دراینجا مورد کراهت هست. چطور اینکه در تعارض و اجتماع امر و نهی هم این حرف را میزنند دیگر این آقایان، میگویند که نفس آن فعل، آن که مبغوض برای مولا نیست، خود کون در آن مکان، آن مبغوض برای مولا است یا امثال ذلک. چرا فرض کنید که بطلان برود روی آن فعل؟ آن فعل بجای خودش محفوظ است، از نقطۀ نظری که آن کون واقع شده یک کتکی هم آنجا میخورد. این هم در اینجا همین طور است.

