جلسه61
7بناءً علی هذا ایشان آمدند مسئله را به این کیفیت حل کردند، گفتند در فرض کنید که من باب مثال صلوات مکروهه، مثل مانحن فیه و امثال ذلک، این در اینجا از قبیل تعلق اول نیست بلکه از قبیل تعلق دوم است. یعنی صلاة مستحبهای که استحبابش مفروغٌ عنه است، این استحباب مفروغ عنهی متعلق میشود برای کراهت در آنجا، آن وقت در آنجا این طور میشود.
ما در اینجا دو تا ملاک داریم این دو تا ملاک هم به همدیگر مربوط نیست، یک ملاک نفس استحباب و ثوابی است که بر خود صلاة بار میشود و آن این است که الصلاة قربان کل تقی، الصلاة معراج المؤمن، الصلاة خیر موضوعٍ فمن شاء استقل... این الان در اینجا نفس تقرب تعلق میگیرد به خود صلاة به ما هی صلاة، این در اینجا این ملاک محفوظ است. حالا شما این صلاة را در منزلتان خواندید این قربان حاصل میشود، این صلاة را در مسجد خواندید تقرب حاصل میشود، نیت است و قصد وجه است و قصد قربت است و...، این صلاة را اگر در شارع خواندید به لحاظ کون فی الشارع در اینجا منهی است نه به لحاظ اصل الصلاة، اصل الصلاة استحبابش بجای خودش است. مثل اینکه فرض کنید که اگر من باب مثال مولا به شما امر میکند که یک آبی را برایش بیاورید، واجب است که برایش آب بیاورید، شما رفتید این آب را فرض کنید در یک لگن پلاستیکی آوردید، خب مولا یک چک توی گوش شما میزند، میگوید مرتیکه خر آب را در لگن برایم آوردی؟ ولی از نظر اینکه این فرد، امر مولا را اتیان کرده، من باب مثال از آن نظر این شخص برائت ذمه برایش پیدا شده. یعنی دو تا ملاک در اینجا است، یک ملاک ملاک وجوب است که رفع عطش مولا است. این رفع عطش مولا هم در ظرف بلور، بلور که سهل است، هم در ظرف برلیان حاصل میشود و هم در ظرف گلی و هم در سطلی که با آن آب حوض را میکشند، با آن هم حاصل میشود. این ملاک اولی است. ملاک دومی که در اینجا هست، مطلوبیت یا کراهتی که هست نحوۀ انجام این عمل است، آن یک ملاک دیگری دارد. بناءً علی هذا ایشان میفرمایند ما اصلاً نیاز نداریم به اینکه به اقلُّ ثواباً و امثال ذالک واینها متجشّم بشویم و اینجا چیز بکنیم وخودمان را ...

