جلسه61
4پس بنابراین ما میبینیم ملاکات در عرض هم هستند نه در طول هم و نه یکی علت و سبب است برای دیگری و دیگری مسبب، لذا ما در آنجا میتوانیم بگوییم یک امر وجوبی، از یک نظر استحباب به آن تعلق میگیرد بر حسب شرائط و بر حسب ملاک دیگر، ولی در مانحن فیه، البته این یک بحث خیلی مهمی است. در باب مکروهات این بحث می آید. فرض کنید مانند صلاة فی الشوارع، صلاة فی الحمام، مواردی که در اینجا هست، خب این طوری که این آقایان در اینجا میگویند منظور از کراهت در اینجا اقلُّ ثواباً است. چون از یک طرف خب ما نمی توانیم حکم به بطلان کنیم، ازیک طرف میبینیم بر این کراهت بار شده. خب اگر عبادت مبغوض برای شارع است چرا باطل نیست؟ اگر مبغوض شارع نیست پس چرا کراهت دارد؟ و این اشکال ...
... باشیم، خب صحبت در اینجا این است که بر فرض که حالا این صلاة اقلُّ ثواباً هست بالاخره از حد استوی خارج هست یا نیست؟ یک وقتی شما میگویید که این نماز اصلاً ثوابی بر آن مترتب نیست، خب عبادتی که اصلاً ثواب بر آن مترتب نیست و این فرض کنید که مبغوض برای مولا است خب چرا صحیح باشد؟ اگر فرض کنید که حتی ده درصد ثواب معمولی را به این عبادت بدهند پس بنابراین این چرا مبغوض برای مولا باشد؟ شما بگویید که این اقلُّ محبوباً است چرا میگویید که اقلُّ ثواباً است. محبوبیتش کمتر است. بله صلاة فی المسجد محبوبیتش بالا، صد درصد است، صلاة در منزل محبوبیتش هفتاد درصد است، صلاة فی الشارع محبوبیتش سی درصد است، شما بگویید اصلاً بیست درصد محبوبیت دارد. باز این بحث کراهت بحث مبغوضیت است نه اینکه بحث اقلُّ ثواباً هست.
سئوال: چون اقلُّ ثواباً است، لذا موجب این میشود که مبغوض است کسی که بتواند در مسجد نماز بخواند برود مثلاً در خانه نماز بخواند. چرا؟ چون بیست درصد از ثوابش از دست میرود. شارع به خاطر اینکه این بیست درصد از دستش نرود لذا میگوید در حمام نخوان، در شارع نخوان.

