
جلسه61
حکم وضوی ضرری
جلسه61
11حالا گفتند افشاء سلام و...اما نه اینکه در همه جا و...! و این مسئله خیلی مهم است. حتی ما اینجا میتوانیم استفادههایی بکنیم، حتی درآنجا که مجلسی هست، مجلس ذکری هست، حال توجه از بین میرود، در آنجا هم میتوانیم بگوییم کراهت دارد. آنجایی که فرض کنید یک شخصی متوجه است و نمیخواهیم او را از حال دربیاوریم ، بیرون آمدن از آن حال خودش فلان است، در آنجا هم سلام کراهت دارد و هلّم جرا در اینکه انسان احساس بکند یک شخصی در یک موقعیتی است که نمیخواهد از آن موقعیت تنازل کند و نمیخواهد مشغول بشود به چیزهای دیگر، درآن صورت هم مطلب از همین قرار است. یعنی در اینجا کراهت سلام کردن به خطیب، خود عنوان خطیب موضوعیت ندارد بلکه عنوان مشیر است همان طوری که خدمتتان عرض شد و این حرفها. بناءً علی هذا، خب اشکال به این قضیه وارد میشود، حالا این مسئله در جای خودش...
سوال: حالا این باطل میشود نمازش؟
جواب: چی آقا؟
سوال: باطل میشود نمازش یعنی عدم صحت هست ...
جواب: چی؟
سوال: نماز فی الشارع
جواب: عرض کردم حالا من در اینجا میگویم که ...، حالا این مسئله را میگذاریم در جای خودش که منظور از کراهت در اینجا چیست؟ نخیر باطل نیست. ولی کراهت را ما در آنجا تفسیر می کنیم. این مسئله ای که خب در اینجا عرض شد.
بناءًعلی هذا اگر ما قائل باشیم که احکام تعلق میگیرند به مسببات و در اینجا منظور سبب نیست، خب در اینجا باید ببینیم که شارع وقتی حکمش تعلق گرفته است به یک مسببی، نسبت به سبب او چه نظری دارد؟ آیا سببی که این مسبب را میخواهد بوجود بیاورد، آن سبب محبوب شارع است یا مبغوض شارع؟ این ضرری که الان میخواهد بواسطۀ وضو یا غسل انجام بشود و این غسل موجب هلاکت این شخص میشود، آن وقت شارع بلند شدن و رفتن و غسل کردن را محبوب دارد یا مبغوض دارد؟ اگر در اینجا از شارع بپرسیم آیا من بروم غسل انجام بدهم ...؟ این تعدد ملاک دیگر نیست. تازه اگر در آنجا تعدد ملاک بود، شما در اینجا محبوبیت را به یک ملاک گرفتید مبغوضیت را یک ملاک گرفتید. گفتید که نهی از آن مسبب کاری به محبوبیتِ اصلِ فعل که طهارت است ندارد. جان من این سبب و مسبب است، این علت است. در صورتی طهارت حاصل میشود که شما علم به محبوبیت طهارت داشته باشید فی زماننا هذا وفی هذا الشرائط. وقتی که شما در اینجا بدانید و احراز مبغوضیت ضرر را کردید پس بنابراین آن فعلی که این مبغوضیت را برای شارع حاصل میکند آن فعل اصلاً نمیگذارد محبوبیتی در اینجا بماند تا اینکه به لحاظ محبوبیت، حکم به صحت وضو بکنید. لذا در اینجا از باب تقدم سبب بر مسبب و علت بر معلول و مقتضی برمقتضا، از آن باب آن فعل وقتی که منهی هست چه اینکه ما بگوییم که نهی تعلق گرفته است به اصل وضو، این که خب موجب فساد است. اگر هم بگوییم که این نهی تعلق گرفته است به آن ضرر نه اینکه تعلق گرفته به آن فعلی که موجد ضرر است و چون این فعل موجد ضرر است مبغوض برای مولا است و وقتی که مبغوض برای مولا شد این فعل که مبغوض است برای مولا، همین فعل با همین ملاک نمی تواند محبوب باشد برای مولا به لحاظ تحصیل طهارت. پس این فعل نمیتواند طهارت را تحصیل کند و این موجب بطلان وضو و غسل خواهد شد. بنابراین به مقتضای قاعده مکلفی که عالم به ضرر باشد وضو و غسل او باطل است و باید در اینجا تیمم کند.
