جلسه 60
6مانند این که فرض کنید همان طوری که خدمتتان عرض شد در این جا اگر شخصی من باب مثال بتواند فرض کنید که پیاده مشی بکند و لو سخت، و لو مشکل و این حرف ها، در این جا خب شارع نمی تواند بگوید این حج تو را قبول نمی کنیم، باید این حج را بگذاری وقتی که پول دار شدی من باب مثال با هواپیما رفتی، آن هم هواپیمایی که فرض کنید دو طبقه و هفتصد و چهل و هفت باشد یا با جَمبُجِت رفتی! آن را من قبول می کنم. امّا فرض کنید که به عنوان مثال اگر پیاده رفتی یا با الاغ رفتی، از صحرا و بیابان و این حرف ها من باب مثال گذشتی و خلاصه متسکعاً این راه را طی کردی، این مرضیّ من نیست. این طور که نیست.
حالا اگر یک بنده ای بخواهد با ناراحتی و این ها یک عمل عبادی را انجام بدهد قربة الی اللَه، شارع بگوید من این عمل تو را قبول ندارم؟ تو باید با راحتی بیایی؟ خب این حرف را شارع نمی تواند بزند. بله از باب، یعنی در این جا نفس عمل، مصلحت ذاتیه دارد الّا این که از باب رخصتاً علی العباد و تسهیلاً علی العباد و منتاً علی العباد، شارع در این جا الزام را برمی دارد و در حال خَسب و در حال راحتی و این ها حج را واجب می کند. حالا اگر یک شخصی گفت که خدایا من پول ندارم امّا در عین حال می خواهم فرض کنید که متسکعاً به مکه بروم واین حج را انجام بدهم، خب این در این جا درست است، در این صورت حجش درست است و شارع نمی تواند بگوید که نخیر این حج اصلاً مصلحت ذاتیه ندارد! این حج همه اش مفسده است مصلحت ذاتی ندارد، ما نحن فیه هم ظاهراً از همین قبیل است که اگر ضرر یک ضرر مهلکی نبود، در آن جا و لو با علم به ضرر باشد چون در این جا قصد قربت هست در این جا شارع این را بپذیرد.

