جلسه 60
3فلهذا ما باید در این جا به این مسئله برسیم، یعنی ما باید در این جا قبل از این که به این نکته برسیم، این نکته را قبلاً عرض بکنم بعد راجع به این توضیح بدهم و او این که اگر ما در این جا احراز کردیم که نفس این عمل مبغوض برای شارع هست آیا در این جا ممکن است دیگر تصور یک امر استحبابی را انسان بکند ماورای آن عدم وجوب ذاتی؟ یا فرض کنید که عدم وجوب غیر ذاتی، فرق نمی کند. یعنی بعد از این که لاضرر آمد آن وجوب را برداشت من باب مثال، آیا ما می توانیم یک امر استحبابی را در این جا تصور کنیم که مکلف به لحاظ رجاءً به وصول به این امر استحبابی با علم به ضرر بیاید وضو بگیرد و ما بگوییم چون وضوی او در این جا صحیح است و طهارت از حدث برایش حاصل شده و مترتب بر طهارت به حدث.........، اینی که مترتب بر طهارت هستند انجام بدهد، همان طور که آقای خویی در این جا فرمودند، دیگر ما نمی توانیم این حرف را بزنیم. یعنی وقتی که یک شیی مبغوض برای شارع شد نه این که این لاضرر آمده در این جا اثبات عدم الوجوب کرده، لاضرر در این جا آمده اثبات مبغوضیت کرده است برای شارع. اگر ما این را آمدیم اثبات کردیم، یعنی اگر ثابت کردیم مبغوضیت را بالنسبه به شارع، در این جا دیگر امر استحبابی نداریم. مگر این که در این جا ما این حرف را بزنیم که در لاضرر یا فرض کنید که وضوی ضرری و امثال ذلک، در این جا ما دلیلی بر مبغوضیت نداریم.
فرض کنید که لاضرر آمده وجوب وضو را برداشته امّا اینکه حرمت را اثبات بکند نه. به عبارت دیگر شارع از باب منتاً علی العباد بخواهیم بگوییم یا نهی شارع، نهی مولوی که نیست، این نهی شارع نهی ............ است. یعنی از باب تسهیلاً علی العباد در این جا شارع می آید آن الزام را در این جا برمی دارد امّا در عین حال آن مطلوبیت ذاتیه به حال خودش باقی است. شارع در این جا رخصت داده، می گوید می توانی این را انجام بدهی، می توانی هم آن را انجام بدهی. حالا از باب افضل الاعمال اهمزها است، از باب این که فرض بکنید که انسان ممکن است توجهی به ضرر نداشته باشد، از باب این که خیلی نسبت به ضرر و این حرف ها عنایت ندارد، آخر بعضی ها خیلی جان دوست هستند. بعضی ها هم می گویند آقا ضرر هم داشت داشت حالا ولش کن.

