جلسه59
7عرض بنده این است که در احکام امتنانییه اصلاً نوع بودن معنا ندارد. به خاطر این که اگر ما امتنان را امتنان شخصی بگیریم خب اصلاً نظری به خارج ندارد، نظری به نوع ندارد. از اول تکلیف رفته سراغ تک تک افراد، این آقا نسبت به این، حکمش امتنانی هست یا نه؟ نیست برود کنار. این آقا نسبت به او، این حکم امتنانی هست یا نه؟ اگر هست...، اگر نیست...، این آقا نسبت به او، حکم امتنانی هست یا نه؟ تمام شد و رفت. این اگر از اول حکم رفته روی تک تک افراد. ولی اگر بگوییم نه، همان طوری که واقع و محقَّق این است که احکام هیچ وقت احکام شخصیۀ فردیه نیستند، احکام کلیه هستند، این است که در [هر جا] اگر حکم حکم امتنانی است معنایش این است که لاضرر یعنی رفع وجوب وضو میکند در ظرف امتنان. این میشود کلی، آن وقت آن ظرف امتنان میشود یک کلی طبیعی که دارای افرادی است در خارج، افراد خارجی آنها آنهایی هستند که عالم به ضرر هستند. افرادی که از تحت این امتنان خارج هستند آنهایی هستند که جاهل به ضرر هستند پس بنابراین رفع وجوب وضو بالنسبه به افراد خارجی میرود روی آن افرادی که مشمول این امتنان خواهند بود. چطور اینکه وقتی که شما میگویید اکرم العلماء، این اکرم العلماء اگر فرض کنید که من باب مثال در این فیضیه دو هزار نفر هستند هزار نفرشان از علماء هستند، اکرم العلماء عن الفقراء، مختلف هستند. در اینجا اکرم العلمای ما به تناسب قضیۀ طبیعیۀ خودش میرود روی تک تک علمایی که الان در صحن حضور دارند و آن عن الفقراء میرود روی آن افرادی که تک تک الان در صحن حضور دارند، این ربطی به آن ندارد، آن هم ربطی به این ندارد. هر کدام از این دو قضیۀ طبیعیۀ ما افراد خودش را شامل میشود، به دیگری کاری ندارد.

