اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جریان قاعدۀ لا ضرر در فرض جهل مکلّف (1)

نسخه عربی

جلسه58

4
  • اگر این نماز باطل باشد نماز توی مسجدالحرام هم باطل است چون دقیقاً توی مسجدالحرام نه یَرَی الاِمام است نه یَری مَن یَری الاِمام است یعنی نزدیک حجرالاسود اگر امام بایستد آن افرادی که دقیقاً در مقابل آن هستند، در مستجار، آن طرف یعنی در ضلع غربی، آن سمت هستند آنها نه خودشان امام را می‌بینند و نه می‌بینند کسی که او امام را می بیند، در اینجا باز واسطه می‌خورد یعنی آن یک شخصی را می‌بیند که درمنتهی الیه سمت راستش است، آن هم باید شخصی را ببیند که در منتهی الیه سمت راستش هست، آن فرد منتهی الیه آن وقت امام را در آن صورت دیگر می‌بیند. یعنی فرض کنید اگر یک شخصی در این طرف باب کعبه یا حجرالاسود بود این مسأله باز در این صورت هم هست. اتفاقاً توی مکّه همین مطلب به ذهنم آمده بود، همین طوری گفتم نگاه بکنم. دیدم دقیقاً این قضیه درآنجا صادق است یعنی بالاخره دو تا واسطه می‌خورد برای دیدن امام اگر بخواهد یک صف تشکیل بشود. بله یک وقت ممکن است شما بگوئید که جمعیت زیاد است، این شخص آن آخر مسجدالحرام را می‌بیند آن هم که آن آخر مسجدالحرام است به یک واسطه ممکن است امام را ببیند اما اگر نه، دو تا صف باشد، یا سه تا صف باشد دیگر در این صورت چون محدودیت است، ظاهراً دیده نمی‌شود. اینها همه عنوان مشیراست و کسی هم اشکال نکرده. تمام این نمازهایی که در جمعه و این چیزها می‌خوانند همه‌اش دقیقاً همین طور است. امام می‌ایستد یک جا و تمام افراد...، و کسی هم‌ خب اشکال نمی‌کند دیگر. اینها عنوان مشیر است. و عنوان مشیر خیلی زیاد است یعنی جنبۀ خصوصیت و جنبۀ موضوعی در عنوان مشیر لحاظ نمی‌شود.

  • حالا صحبت در این است که این وضویی که جنبۀ ضرری در آن هست و ما قائل به صحت این وضو هستیم در صورت جهل به ضرر، این خب چه ملاکی در اینجا دارد؟ خب از یک طرف ادلۀ لاضرر در اینجا نفی حکم می‌کند، ادلۀ لاضرر نفی وجوب است، خب ادلۀ لاضرر که مشروط نشده‌اند به صورت علم یا به صورت جهل، ادلۀ لاضرر مطلق است. یک وقتی لاضرر می‌آید می‌گوید که اگر عالم به ضرر بودی در اینجا نفی وجوب است شرعاً، نفی حکم شرعی را می‌کند، وجوب را برمی‌دارد و وقتی که وجوب را برداشت طبعاً متعلق حکم در اینجا بدون حکم است. یعنی در اینجا وضو دیگر به آن حکمی تعلق نگرفته و چون از عبادیات است و توقیفی هست دیگر در این صورت می‌شود حرام و باطل. یک وقتی این طور است، یک وقتی نه، در اینجا می‌گوئیم ادلۀ لاضرر مطلق است یعنی هم شامل می‌شود مواردی که مکلّف عالم به ضرر هست و هم شامل می‌شود به مواردی که جاهل است، نمی‌داند که این وضو برایش ضرر دارد، وضو می‌گیرد بعد می‌افتد تب می‌کند، وضو می‌گیرد بعد فرض کنید که چه می‌شود در اینجا، نمی‌داند. در این صورت ما باید بگوئیم که ادلۀ لاضرر اینجا را برمی‌دارد و شامل مانحن فیه خواهد شد در حالتی که فقهاء در اینجا قائل هستند بر اینکه این وضو در اینجا صحیح است و قائل به خلاف در اینجا نیست الّا شذَّ ونَدر. یعنی فرض کنید که مثلاً مثل مرحوم سید در اینجا می‌گوید که والاحوط الاعاده امّا اغلب فقهاء، نائینی، مرحوم آقا ضیاء که خب ادعای اجماع کرده در اینجا، مرحوم شیخ الشریعه و اینها که دراینجا این مسأله را مطرح کرده‌اند همه قائل به عدم خلاف شده‌اند پس بنابراین در اینجا از مواردی است که قاعده شامل این مانحن فیه نخواهد شد چرا؟ بخاطراینکه قاعده دلالت می‌کند یعنی با وجود ضرر دراینجا، باز می‌بینیم که فقهاء در اینجا تمسّک به این قاعده نکرده‌اند به جهت اینکه خلافش هم هست درآنجا، با وجود اینکه ضرر هست آنها حکم به صحت کرده‌اند ولی به مقتضای قاعده باید در اینجا حکم بکنند به عدم صحت و عدم وجوب و بطلان.