اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جریان قاعدۀ لا ضرر در فرض علم و جهل به ضرر (4)

نسخه عربی

جلسه57

4
  • اگر ضرر عبارت از نقص مال باشد بسیاری از انفاقاتی که شما می‌کنید پس این ضرر است. انفاق می‌کنید رفیقتان را دعوت می‌کنید، این ضرر است، نقص مال است. شما بچۀ خود را پیش طبیب و دکتر می‌برید، باعث نقص اموالتان می‌شود، ضرر است. شما فرض کنید من‌باب مثال سوار یک ماشین می‌شوید به منزل می‌روید، یک پولی خرج می‌کنید، اینها همه ضرر است، نقص مال ضرر است. کمکی که به فقرا می‌کنید نقص است و ضرر است. اینها نقص است واقعاً؟ یا نه، نقص که ضرر نیست؟ به نقص ضرر نمی‌گویند. بله نقصی که این نقص در مقام ایفاء غرض عقلایه نباشد، آن نقص ضرراست. یعنی رضای صاحب مال و رضای مکلّف در تحقق نقص بر او تعلق نگرفته باشد و اختیار مکلّف در وجود این نقص به این نقص تعلق نگرفته باشد، در واقع سلب حقّی که مترتّب بشود بر این نقص، آن سلب حق را به آن ضرر می‌گویند. لذا در بسیاری از اینها اینکه ضرر نیست گرچه مالی از شما ناقص است ولی در مقابل، صحت و بهبود بچّه در اینجا مطرح است. گرچه مالی از شما می‌رود ولی درمقابل، عنایات پروردگار، بهشت و نعمت‌های الهی اخروی بر انفاق مترتّب است. گرچه مالی از شما می‌رود ولی در واقع شما زود به مقصد می‌رسید. همین طور گرچه مالی، گر چه مالی...، که در تمام اینها اغراض عقلاییه مترتّب است. پس بنابراین صرف نقص تنها، این موجب ضرر نخواهد بود تا وقتی که این نقص از دایرۀ اختیار و رضای مکلّف بیرون برود. حالا شما در یک...، این می‌شود معیار کلّی برای این قاعدۀ ما.

  • درمورد معاملاتی که این معاملات جنبۀ ضرری دارند، فرض کنید کسی که اقدام برای ضرر می‌کند، همان طوری که روز قبل عرض شد، در مورد اقدام بر ضرر خب خود این شخص یک داعیۀ عقلایی دارد بر این اقدام، خب اینکه دیگر نقص مال نیست. می‌خواهد فرض کنید که به این مال زودتر برسد، می‌خواهد این مال از اتلاف بیرون بیاید، می‌خواهد این مال دست کسی نباشد، می‌خواهد این مال فقط مخصوص به خودش باشد، می‌خواهد رفع یک قسمتی از اموال خودش را بکند، هزار داعی عقلایی است که بخاطر آن اغراض عقلایی، شخصِ مُقدِم، اقدام بر ضرر می‌کند، اقدام بر نقص مال می‌کند. پس نقص مال که ضرر نیست. آنچه که نقص مال است، این است که شخص احساس تحسر، احساس اتلاف، احساس تلف، احساس از دست دادن چیزی را بکند، آن را می‌گویند ضرر. والا در این صورت که ضرر به آن نمی‌گویند. اگر انسان به خاطر اغراض عقلاییه بیاید فرض کنید که اقدام بر نقص اموال بکند خب این ضرر نیست، یک کاری است که همه دارند انجام می‌دهند.