جلسه57
5روی این حساب صحّت معاملۀ ابتدایی آیا این موجب ضرر است؟ یا آنکه موجب ضرر است عبارت است از بقاءً. اگر شخص یک معاملۀ غبنی بکند و این ضرر ابتداءً، یعنی بر او وارد بشود ما باید ببینیم واقعاً این ضرر ابتدایی ضرر است یا اینکه نه، فرض کنید که من باب مثال آن بقای او است؟ وقتی که ملاحظه میکنیم میبینیم که خب شخصی آمده یک اقدامی بر ضرر کرده البته خودش عالم نبوده، اقدام هم نکرده، آمده معاملهای انجام داده بعد دیده در این معامله سرش کلاه رفته. خب اوّلاً بلا اوّل احساس نقصی در این مال او پیدا شده است، شکّی در نقص نیست، آنی که در خارج تحقق تکوینی پیدا کرده است آن نقص است. ولی صحبت در این است که مکلّف حالا که این نقص در او پیدا شد حالا میآید شروع میکند به فکر کردن، جوانب امر را سنجیدن، سر من در این قضیه کلاه رفته، این پارچه که من باب مثال صد تومان میارزد من آمدهام این را صد و پنجاه تومان خریدهام! در این قضیه سر من کلاه رفته. حالا بیایم فکر کنم ببینم که آیا من پس بدهم این پارچه را؟ درصدد تدارک واسترداد عوض بربیایم یا اینکه همین را داشته باشم بخاطر مصالحی؟ چه بسا ممکن است در تفکّر و تأملی که میکند به یک اغراضی میرسد که اصلاً دست بر میدارد از این پس دادن، میگوید عیبی ندارد، میگوید باشد، فرض کن منباب مثال با این شخص یک خورده حسابی دارد میگوید صبر کن من این را در این پرونده یادداشت میکنم یک روزی به دردم میخورد. این خودش یک غرض عقلایی است. ثبت یک جرم از طرف یک شخصی و نشان دادن و اظهار آن در یک موقع. به خاطر کرامتی که میخواهد به خرج بدهد و منباب مثال این کرامت را یک روزی به رخ بکشاند، هزار تا غرض عقلاییه است که ممکن است بعد از انجام معامله، شخص به واسطۀ تفکّر و تأمل از خیار غبن صرف نظر بکند. پس بنابراین صِرفِ نقصِ مال ما بگوئیم ضرر است، این ضرر نیست. بله اگر هیچ غرض عقلایی را در بقاء این معامله ندید آن موقع احساس غبن میکند، حالا میشود ضرر.

