جلسه54
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد كه اقدامی كه مُقدِم بر ضرر می كند با علم به غبن، این اقدام در واقع سدّ راه های جلوگیری از ضرر را بر خودش می كند و به واسطۀ اقدام بر ضرر، طرقی كه شارع یا عقلاء برای دفع ضرر، آن طرق را جعل كرده، این آن طرق را بر خودش می بندد و ما می بینیم که این مسأله در خود قوانین امروز هم وجود دارد. من باب مثال اگر در دادگاهی ثابت بشود كه این شخص، خودش با علم به ضرر و با علم به اضافۀ قیمت سوقیه آمده اقدام كرده بر فروش متاع خودش یا بر خریدن متاعی، این دادگاه دیگر قول او را نمی پذیرد و می گوید خب خودت اقدام كردی! یعنی چنانچه آن شخصِ دیگر ثابت بكند كه این عالم بوده یا اینكه من باب مثال بر طبق اسقاط خیار فسخ، اسقاط خیار غبن و امثال ذلك در قولنامه و معاهدات محضری و اینها، چنانچه خلافش ثابت بشود، در اینجا دادگاه به مقتضای اثباتی كه در اینجا كرده و راههای دفع ضرر را بر خودش بسته، به مقتضای این، حكم به عدم خیار می كند. خب در این صورت پس این شخص این اقدام را خودش انجام داده و در واقع این به قضیۀ لاضرر ما كاری ندارد، این خودش آمده و هم اقدام بر اصل معامله كرده و هم اقدام كرده بر بقاء آن معامله.
حالا اگر ما فرض كنیم كه خب این اقدام هم در اینجا واقع شده، قاعدۀ لاضرر در اینجا چه حكمی می كند؟ آیا حكم می كند به ثبوت خیار برای او یا اینكه حكم به نفی خیار می كند؟ شكّی نیست در اینكه این قاعده یكی از احكام امتنانیه است و امتنان همیشه در صورتی است كه آن مكلّف بدون اختیارِ خود، در معرض ضرر قرار بگیرد، در اینجا شارع به واسطۀ احكام امتنانیه می آید دفع ضرر از او می كند مانند حدیث رفع و قاعدۀ لاحرج كه در اینجا مكلّف بدون اختیار خود، در معرض ضرر است، اگر خطئً یا نسیاناً یك كاری از او سر بزند و به مقتضای آن فعل، مستوجب عقاب باشد، این بدون اختیار در معرض ضرر قرار گرفته، یا اینكه مكرهاً یك فعلی را انجام بدهد و شارع بخواهد او را مؤاخذه كند به این، بدون اختیار در معرض این ضرر قرار گرفته، یا اینكه فرض كنید كه من باب مثال اگر وضو بر او واجب باشد با صورت مرض، خب این بدون اختیار خود، در معرض این ضرر قرار گرفته. پس بنابراین احكام امتنانیه ظرف جعلشان، ظرف عدم اختیار مكلّف است در اقدام بر ضرر، نه در صورت اختیار اقدام بر ضرر، پس بنابراین در اینجا حدیث مشمول این مورد نخواهد بود. این یكی.

