اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جریان قاعدۀ لا ضرر در فرض علم و جهل به ضرر (1)

نسخه عربی

جلسه54

4
  • وقتی كه من دارم این فرش را از یك فرش فروش می خرم، لازم نیست به زبان بیاورم كه من این را می خرم به شرط صحّت، خود صحّت در ضمن هست. اگر یك جایی از آن سوخته بود، آن شخص چرا داده؟ بنده حقّ فسخ دارم. پس در اینجا تخلّف شرط شده. یا اینكه مشتری بر اساس اطمینانی كه بایع به او می دهد یا بایع بر اساس اطمینانی كه مشتری به او می دهد، این جنس را می فروشد یا می خرد و بعد خلافش ثابت می شود، خب این شرط ضمنی در اینجا محقق نشده، در اینجا شرط ضمنی نیست، در اینجا رضایت بر این معامله نیست، اینجا صدق تجارﺓً عَن تراض ندارد، پس بنابراین ما وَقَع لم یقصَد و ما قُصِدَ لم یقَع، شروط ضمنی، برگشت اینها به این ركن اساسی در معامله است كه در هر معامله ای یك مَنوی در اینجا لحاظ شده و یك امر واقع، باید بین منوی و بین واقع، تطابق ذهنی و خارجی باشد، اگر تطابق نبود، این معامله دارای اشكال است، حالا یا اصل معامله باطل است یا اینكه نه، اصل معامله باطل نیست، شارع راههایی برای تدارك ضرر و نقصی كه در این معامله وجود دارد قرار داده است. یا اینكه فرض كنید كه در اینجا اشكالی ندارد ما بگوئیم اینها مشمول این قاعدۀ ما نیستند، خب نباشند، ولی در هر صورت خیار غبن در اینجا ثابت است، حالا بعداً عرض می كنیم كه اینها مشمول این هم هستند، یا اینكه فرض كنید كه آن طرف به طور كلّی غافل است یعنی ارتكازی ندارد در ذهنش، همین طوری اوّلاً بلا اوّل و راجلاً وبرّانیاً عن القضیه، این می آید اقدام به این می كند، بعداً مصادف می شود با ضرر. خب چرا در اینجا، این قاعده شامل مورد ما نشود؟ اشكالی ندارد، قاعدۀ لاضرر می آید دفع این ضرر را از این فرد می کند، این که عالم به این ضرر نبوده، خب می گوید لاضرر و لاضرار. احكامی كه...،