جلسه54
5اگر تو عالم بر این ضرر بودی، خب در این صورت[ خودت براین ضرر] اقدام كردی، حالا كه عالم نیستی ولو اینكه ارتكازات عرفی نداری ولو اینكه فرض كنید كه اعتماد بر طرفین هم، اینها نیست. این صرف نیت ابتدایی او بر تساوی قیمتین به قیمت سوقیه، همین صرف معامله ای كه انجام می دهد و لو علم به علم نداشته باشد در حین معامله، نفس این اقدام، اقتضاء این شروط ضمنی را می كند. پس بنابراین این شروط ضمنی، فقط اختصاص ندارد به آنجائی كه متعاملین متوجّه بر نتائج و آثار این عقد باشند، نخیر در آنجا که برّانی و راجل و ابتدایی آنها می آیند یك اقدامی می كنند، شروط ضمنی شامل خواهد شد ولو اینكه آنها اطّلاعی نداشته باشند و لهذا صَرفِ نظر از قاعدۀ لا ضرر، اثبات خیار غبن در اینجا خواهد شد و در خیلی از موارد ما می بینیم فقهاء در اثبات خیار غبن تمسّك به قاعدۀ لا ضرر نكردند!
حالا عرض بنده در اینجا این است كه چه اشكال دارد كه ما در اینجا تمسّك به قاعدۀ لاضرر كنیم برای دفع ضرر؟ یعنی دو دلیل داشته باشیم، به مقتضای ارتكازات عرفی، تجارة عن تراض، ما وقع لم یقصد، فلان، یكی هم همین قاعدۀ لاضرر. الّا اینكه صحبتی كه در اینجا می شود این است كه قاعدۀ لاضرر می آید دفع ضرر می كند و تدارك ضرر را می كند، یعنی یمكن ان یقال به اینكه به مقتضای قاعدۀ لاضرر، ما در اینجا باید ارش را بپدازیم چرا اصل معامله را باطل كنیم؟ به جهت اینكه طرفین بر اصل معامله كه اتفاق دارند، صحبت در تفاوت قیمت سوقیه است. این خیار غبن می آید فسخ را برمی دارد. و اگر ما به قاعدۀ لاضرر بخواهیم در اینجا تمسّك كنیم، قاعدۀ لاضرر می آید می گوید تفاوت را بپرداز نه اینكه اصل معامله را بهم بزن، این یك اشكالی كه در اینجا در این زمینه هست.

