جلسه ۵3
5در زوجیت متعاقدین باید صرفاً نحوۀ ارتباط بین زن و بین شوهر را مد نظر قرار بدهند، مسألۀ دخول در کار نیست. بله از لوازم این زوجیت دخول است، خیلی لوازم دارد فرض کنید که وقتی که زوجیت حاصل شد یکی از لوازمش محرمیت است، یکی از لوازمش جواز دخول است، یکی از لوازمش اطاعت زن از شوهر است، یکی از لوازمش...، خلاصه آن احکامی که مترتب بر زوجیت می شود.
سوال: [دخول ] اگر اصل باشد، آن موجب بطلان عقد نکاح است؟
جواب: عرض میکنم خدمتتان.
پس بنابراین اولاً بلا اول در عقد نکاح آنچه که مد نظر هست آن صرف ارتباط است. قٰالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى اِبْنَتَيَّ هٰاتَيْنِ...﴿القصص، ٢٧﴾ به نکاح تو دربیاورم یعنی چه؟ یعنی بدهم که با او جماع بکنی؟ اینکه نیست معنا. أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ یعنی به زوجیت تو دربیاورم، این است معنایش، هیچ وقت هیچ شخص حکیم و بلیغ و متینی نمیآید فرض بکنید که این معنا را ولو کنایةً مطرح بکند. منظور از نکاح یعنی زوجیت، با هم بودن را من ایجاد بکنم، حالا که با هم هستید حالا هر کاری دلتان میخواهد بروید بکنید، آن یک حرف دیگر است، این با هم بودن را من میخواهم در خارج ایجاد بکنم، این می شود عقد نکاح.
و آنهایی که فرمودند نکاح فقط عبارت است از دخول! اولاً: معنای مطابقی و لغوی نکاح، دخول نیست، اگر هم در بعضی از جاها باشد معنای التزامیِ آن قصد شده نه معنای مطابقی،
سؤال: ...؟
جواب: همان، معنای التزامی است، معنای نَکَحَ یعنی زَوَّجَه، نه معنای دَخَلَ بِها، این را نداریم. آن معنای مطابقی نکاح چیست؟ دخول است؟ نه.
سوال: نظر آقا این بود که اصل معنی نکاح همین قضیه است و چیزهای دیگر از لوازم محرمیت است.
جواب: ما با آقا هم در این قضیه بحث داشتیم لذا [خود آقا هم در اواخر] دیگر آن دخول را در عالم اعتبار نمی فرمودند، ایشان در ابتداء، خیلی وقت پیش، در صیغه هایی که جاری میکردند دو معنا را لحاظ میکردند ...، و من ازحدود ده، پانزده سال به این طرف به یاد ندارم با اینکه با خود من هم، خیلی ایشان عقد نکاح داشتند، این معنای دوم را اصلاً لحاظ نمیکردند.

