اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جریان قاعدۀ لا ضرر در فرض علم و جهل به ضرر (3)

نسخه عربی

جلسه ۵6

3
  • پس ما در احکام امتنانیه آنچه را که می‌طلبیم ملاکی است که به واسطۀ خود امتنان پیدا می‌شود نه اینکه خود آن فعل فی حد نفسه و در نفس الامر آیا دارای ملاک هست یا دارای ملاک نیست، ما اصلاً با آن کاری نداریم و لهذا اگر معامله‌ای از روی اضطرار باشد ولی رفع این معامله خودش خلاف امتنان است، آیا باز حدیث رفع این معامله را لغو و باطل می‌کند یا نه دیگر؟ فرض کنید که اگر شخصی از روی اضطرار بیاید یک معامله‌ای انجام بدهد، فرشش را بفروشد برای اینکه جان بچه‌اش الان در خطر است. آیا فروش این فرش، چون این مضطر است، از طرف شارع لغو خواهد بود؟ خب اگر این طور است، دیگر این منتاً علی العباد نیست، این دیگر خلاف امتنان می‌شود. بله یک وقتی حاکمی، شخصی، این را مجبور می‌کند، مضطر می‌کند به فروش این فرش، خب این در این صورت می‌توانیم بگوییم که حدیث رفع می آید این معامله را برمی‌‌دارد. ولی یک وقتی فروش این فرش در راستا و به طیب خاطر انجام می‌گیرد منتها طیب خاطرش از نظر این است که در راه صلاح آن مورد می‌خواهد به کار برود، خب در این صورت رفع این حکم امتنانی خلاف امتنان است و این، این حکم را برنمی‌دارد.

  • حالا بیاییم سراغ این قاعده، آیا این قاعده یک حکم امتنانی است یا اینکه خود این قاعده فی حد نفسه یک ملاکی دارد که آن ملاکش با ملاک اصل حکم ابتدایی در تعارض است؟ یعنی خود حکم ابتدایی همان طوری که دارای ملاک هست خود نفس ضرر و اضرار دارای یک ملاک و مفسده‌ای است که آن مصلحتِ حکم ابتدایی را فی حد نفسه می‌آید برمی‌دارد و صرف نظر از امتنان، مربوط به امتنان نیست یعنی از نظر ثبوتی می‌آید اصلاً آن ملاک را برمی‌دارد، این طور است. فرض کنید که مانند احکام متعارضین و متزاحمین و غلبۀ اهم بر مهم و امثال ذلک که اینها هر کدامشان دارای یک ملاکی هستند که می‌آیند دیگری را برمی‌دارند. خب ما در باب متزاحمین چه می‌گوییم؟ اگر دو واجبی با هم متزاحم باشند ما به دنبال اهم از آن متزاحمین باید برویم. فرض کنید که وقت حج است، از آن طرف استطاعت آمده، از آن طرف یک مریض مشرف به موت است و هیچ مُمَرِّضی[(پرستاری)] غیر از انسان ندارد. خب این باب، باب متزاحمین است دیگر. یا اینکه فرض کنید که موقع نماز است و از آن طرف هم یک مریضی است که مشرف به موت است. این باب متزاحمین است دیگر. از آن طرف موقع نماز دارید شما نماز می‌خوانید بچه می‌افتد در حوض غرق می‌شود، انقاذ این غریق واجب است و این باب متزاحمین است دیگر. در باب متزاحمین ما چه می‌گوییم؟ ما می‌گوییم هر دوی متزاحم، هر دو دارای ملاک هستند. این طور نیست که یکی ملاک داشته باشد و دیگری نداشته باشد منتهی از نقطۀ نظر غلبۀ ملاک اهم بر مهم، در این صورت آن اهم می‌آید و آن ملاک مهم را از بین می‌برد و خودش می‌شود واجب متعیِّن.