جلسه ۵2
5همان طوری که دیروز عرض کردم معاملات با سفته و چک و امثال ذلک، این ها خودش فی حدّ نفسه جنبۀ نقدی اگر لحاظ بشود با این ها، آن وقت خلاف آن انجام بشود این می رود در تحت حسن و قبح عقلی. ضرر تلقی می شود اگر آن شخص نتواند بپردازد. امّا اگر فرض کنید که من باب مثال همین معاملات در یک کشوری باشد که تأخیر در پرداختِ آن چک، آن من باب مثال خیلی لزومی نداشته باشد، یکی دو ماه هم فرض کنید که من باب مثال به تأخیر افتاد، این ضرر به حساب نیاید. پس این ها بر حسب عناوینِ اعتباریه، ضرر در آن تحقق پیدا می کند، وقتی که ضرر در آن تحقق پیدا کرد، آن وقت قاعدۀ لاضرر در این جا شامل ما نحن فیه خواهد شد. روی این حساب بطور کلی این مسئله برگشتش به قضیه عقل است و امّا اگر ما صرف نظر از حسن و قبح عقلی، بناء عقلاء را ملاک قرار بدهیم برای حکم شارع که ...
سؤال: پس مسائل اخلاقی و این ها هم کلاً امر نسبی پیدا می کنند؟
جواب: بله، این ها همان طوری که عرض ...، در مسائل اخلاقی اگر ما یک ملاک کلی نداشته باشیم، یا این که ملاک کلی را داشته باشیم مصادیق آن ملاک فرض کنید که تفاوت پیدا می کند، نه. من باب مثال نشستن روی صندلی و مبل و پا را روی پا انداختن، این ممکن است فرض کنید که در کشورهای خارج اصلاً حساب تکبر و عزت و بلند منشی را به آن بار نکنند. امّا چون شارع به ما دستور داده این نحوه جِلسِه، این جِلسِه را شارع مضموم دانسته است ما در این صورت و لو این که در یک عرفی نشستن به این کیفیت مقدوح نباشد، ...
...نشستن اکابره باشد، مثلاً افرادی که خلاصه تکبر و این ها دارند، به این کیفیت باشد، اگر شارع بیاید این را بیان بکند، آن وقت ما دیگر در مصداق این باید دنبال عرف بگردیم. در این زمان ما که خب ممکن است پا روی پا انداختن [نشانۀ تکبر] در این جا تلقی بشود یا در عرب ها که خیلی رسم است. امّا ممکن است در خیلی از کشورها، نه، فرض کنید که بچه ای پیش پدر نشسته و این را فقط به عنوان یک تفنن، مثلاً تلقی می کنند، نخیر، این هیچ اشکالی ندارد. فقط شارع...، ببینید! خصوصیت مصداق، مورد نظر شارع نیست. شارع می خواهد ارزشهای اجتماعی در میان مردم زنده بشود ولی کاری به مصداق ندارد. شارع کاری به این جهتش ندارد. می خواهد این ارزشها پایدار بماند. یعنی شارع به دنبال تحقق ملاک می گردد نه به دنبال از بین بردن یا تحقق مصداق می گردد. می گوید شما غذایتان را حلال بخورید، حالا از چه راهی بدست می آورید بنده نمی دانم. می خواهید بیل بزنید یا می خواهید فرض کنید که من باب مثال بروید پشت میز بنشینید و کار در اداره ای را انجام بدهید. کسب، کسب حلال باشد، برای من این مهم است. شارع در این جا به دنبال کسب حلال می گردد، به دنبال نحوۀ عمل نمی گردد. در بعضی از اوقات شارع خودش مصداق را هم تعیین می کند، می گوید کسب حلالی را که می خواهید بدست بیاورید بهتر است از راه زراعت باشد. یعنی زراعت یا فرض کنید که مانند گله داری و امثال ذلک برای من ممدوح است. بله؟

