جلسه ۵1
9سؤال: پس ما می توانیم بگوییم كه تمام احكامی كه تأسیسی هستند می خواهیم بگوییم یك نوع اطلاقی در این است، اطلاق آن در این موارد مرتكزات امروزی خودمان است؟
جواب: ببینید، نه، نه، نه، ممكن است احكام و اینها تأسیسی باشند ولی جنبۀ اطلاق داشته باشند، اختصاص به آن زمان نداشته باشد، ببینید...
سؤال: چون قاعدۀ لاضرر برگشتش به همان قضیۀ امضائیت است، اگر قضیه بناء عقلا باشد دیگر تعمیم می دهیم در هر زمان و مكانی، امّا در مسائل احكام شرعیه...
جواب: تأسیسی؟ نه، باشد دیگر، در صورت تأسیسی اگر ما یك عمومات و اطلاقاتی داشته باشیم آن تأسیس به تمام أزمنه و شرایط هم تسرّی می كند، فرض كنید خود شارع من باب مثال یك حدّ مسافت را می آید تعیین می كند، می گوید حدّ مسافت ترخّص این است كه صدای أذان نرسد، صدای أذان هم صدای عادی است، این دیگر در عرف و اینها فرقی نمی كند، این دیگر مربوط به همۀ زمان ها است، خود تأسیساتی كه شارع، آنهایی كه خودش می آید انجام می دهد، آن بسته به این دارد كه آنی كه شارع می آید تأسیس می كند آیا آن هم فقط یك مورد خاص را بیان می كند یا اینكه آن اطلاق...، ما نمی دانیم یعنی كلیت ندارد. مورد ما را باید ببینیم چیست؟ نه، یك وقت ممكن است تأسیسی باشد و نشود از آنها تجاوز كرد، نشود تحدّی كرد، یك وقت ممكن است تأسیسی باشد و بشود تحدّی كرد. چه اشكال دارد؟ آن هیچ...
سؤال: مثل موارد زكات
جواب: در خود موارد زكات، شارع آمده بیان كرده. یك وقتی شارع می آید، این بیانی كه در این مسائل هست در مورد خمس و اینها هم یك چنین مسائلی هست، یك وقتی می آید می گوید آقا این فقط اختصاص دارد به گندم و جو و مویز و خرما، غلات اربعه، انعام ثلاثه و نقدین. می آید می گوید فقط اختصاص به این دارد. وقتی كه شارع می گوید نقدین، یعنی طلا و نقره، حالا اگر شما آمدی و فرض كنید كه من باب مثال مِس را هم جزو معاملات قرار دادی مثل یك جایی که مثلاً مِس ...، نه دیگر چون شارع گفته طلا و نقره، طلا همیشه طلاست و نقره همیشه نقره است. بله یك وقتی ممكن است بیایند یك آلیاژی درست كنند الآن اسمش طلا باشد، این طلا در آن زمان نباشد، این می رود جزو نقدین، یا بیایند با یك آلیاژی فرض كنید كه نقره درست كنند كه عملاً به او بگویند كه نقره است، یعنی از نظر عرف بگویند اسم این نقره است ولی در آن زمان این قِسم آلیاژ و این خصوصیت نباشد، این جای تسری هست ولی از اینكه فرض كنید كه الآن به این مِس می گویند، و فرض كنید كه به او نقد هم گفته می شود ... ، چون شارع نقدین را در آن زمان اطلاق بر طلا و نقره كرده، با اینكه در خود آن زمان مِس هم بوده، مگر در خود زمان شارع دراهم مغشوشه نبوده؟ مگر حضرت در باب زكات به او نمی گوید كه غشش را از خالصش جدا كن، به آن مقدار خالصش زكات بده، همین مسائل در آن زمان بوده، از اینجا ما استفاده می كنیم كه نظر شارع روی نقدین، روی خصوص طلا و نقره رفته، مورد تا مورد دارد. امّا ملاك كلی این است كه اگر شارع حكمی را به عنوان مطلق و به عنوان عموم بیان كرد در این جا ما نمی توانیم فقط این را منصرف كنیم به خصوص عرف آن زمان، این نسبت به تمام أزمنه بر طبق عرفیاتشان ساری و جاری است.

