جلسه ۵1
7پس بنابراین چون در آن زمان اصلا [این مواردِ مثلِ حق تالیف] نمی توانست مطرح بشود به واسطۀ نبودن ابزار، به واسطۀ عدم تحقق موضوعات فقهی نمی توانست این مسائل مطرح بشود، لذا اصلا بیان شارع هم در این صورت لغو خواهد بود ولی شارع به عنوان یك مشرِّع حی و زنده كه شریعت او زنده است در هر زمانی، این شارع وظیفۀ اوست كه حكم شرع را در هر زمانی بیاید بیان بكند. این وظیفۀ اوست. جامعه رو به ترقی است، جامعه رو به تكامل است، لذا شارع به عنوان یك مشرِّع حی، با اطلاقات خودش و با عمومات خودش، موضوعات عقلائیه ای را كه در هر عرفی پیش می آید، این را می آید بیان می كند.
پس بنابراین، شارع گفته… أَحَلَّ اَللّٰهُ اَلْبَيْعَ … خداوند بیع را حلال كرده، وقتی كه خدا بیع را حلال كرده، شارع نمی دانست كه ما در این زمان مبتلا می شویم به یك مسائل جدید؟ می دانسته یا نمی دانسته؟ یعنی شارع را اگر ما بیاوریم در این زمان بگذاریم آیا شارع متكفّل مسائل ما در این زمان هست یا نیست؟ شارع كه زنده است، شارع كه نمرده، آقا یك شخص می خواهد بمیرد برای وصایت پسرانش، برای پنجاه سال دیگر وصیت می كند، می داند این پسرانش كه هستند، ناخلف هستند، فلان هستند، چه مسائلی پیش می آید، می آید وصیت می كند، می آید برای بیست سال دیگرش وصیت می كند، فلان پول من را بعد از پانزده سال به فلان پسرم بدهید، فلان مال من را بعد از چند سال بدهید، تمام این پیش بینی ها را می آید قبلا می كند، آن وقت شارع چطور متكفّل مسائل ما كه در یك همچنین زمانی پیدا می شود نیست و بگوید من بیع را مال این زمان می دانم و از مسائل دیگری كه بعداً می آید مطلع نیستم؟! خب شارع دو كلمه بگوید، بگوید آقا من خطاباتی كه در این زمان وضع می كنم، این خطابات ولو تا قیامت، همین هایی است كه الان دارم می گویم و...

