جلسه ۵1
3خب پاسخ این است كه ظهور قرآن یك آدم واحد را و یك وحدت شخصیه را در اینجا لحاظ كرده، گرچه خصوصیت آن عوارض وجودی در این خطاب تأثیری ندارد ولی خطاب در مورد آدم شخصیه است، یك آدمی است كه، انسانی است كه شخصی هست كه در خارج تحقق پیدا كرده و بوده و خب ما به ملاك و اینها استفاده می كنیم كه نه، منظور شخص آن آدم نبوده[برای آن] سجده، به خاطر اینكه ما أنبیائی داشتیم كه از آن آدم أشرف بودند و اولی بودند، فرزندان آن آدم چه بسا مقامشان بسیار از آن آدم أشرف و اولی بوده و اگر سجده برای خصوصیتی باشد، خب اینكه معنا ندارد، چشم و ابرو و گوش و اینها كه معنا ندارد سجده برای او باشد، اگر سجده برای آن موقعیت روحانی و آن سرّی است كه در آن آدم منطوی است، اگر آن است خب به طریق اولی باید این برای آن افرادی كه اولی و أشرفند و به مقام متكامل تری از او رسیدند، برای آنها باشد. و قِسم سومی هم هست و او این است كه اصلاً تكاملی برای افراد در اینجا، در آیه، مدّ نظر نگرفته بلكه همان حقیقت انسانیت كه در همۀ افراد ...،
...این است كه مورد آیه، آدم شخصی است گرچه آن سجده برای حقیقت اوست كه حقیقت او در همۀ انسانها ساری و جاری است ولی مورد خارجی سجده همان آدم بوده.
این یك مطلب است كه ما در خیلی از موارد، در روایات و اینها می بینیم كه خطابات ائمّه بر اساس مرتكزات عرفیه است. امّا مطلب دیگر اینكه در بسیاری از موارد هم ما می بینیم كه مطلب به طور كلی و اطلاق بیان شده، حالا عرف آن زمان این مطلب را بر طبق آن عرفیت خودش و آن وجهۀ عقلائیۀ خودش ادراك می كند، آن به عرف آن زمان مربوط است به ما مربوط نیست، و همان دعوای معروف است كه آیا خطابات شارع، اینها تأسیسی است یا امضائی، همه برگشتش به این مسأله است.

