جلسه ۵0
4ولی آنچه که به نظر می رسد این است که آنچه که روایت متکفل است این است که در اینجا دو جنبه را باید رعایت بكنیم:
یكی جنبۀ وصفیتش و یكی هم جنبۀ ماهیتش یعنی جنبۀ نوعیتش.
در جنبۀ وصفیت چون به همین كیفیت داده خب در موقع پس دادن مكلف است به اینكه به همان كیفیت پس بدهد. ولی صحبت در این است كه در روایت كه مقدار بیان نشده كه اگر ده درهم دادیم همان ده درهم به همان كیفیت فرض كنید كه داده بشود. بله در روایت آنچه كه آمده است این است كه آن وصف به آن كیفیت بایستی انجام بشود، ده درهم از شخصی قرض گرفته و در موقع اداء، آن ضرب و آن خصوصیت ملغی شده و از قیمت آن درهم من باب مثال كم شده، پس بنابراین این شخص به جای آن باید پانزده درهم بدهد، چرا؟ به جهت اینكه خود آن درهم، نقره، ارزش دارد نه اینكه...، روایت نمی خواهد بگوید كه اصلاً بطور كلی آن درهم از ارزش افتاده، هیچ وقت درهم از ارزش نمی افتد. حتی درهم احمد شاه و محمد علی شاه و مظفر الدین شاهی كه بودند، الآن سكه های احمد شاهی خب معروف است دیگر، مال آن زمان، آنها همه قیمت دارند، قیمت نقره دارند و در زمان سابق این دراهم نقره بوده، نقره بودنش كه لحاظ می شود و جوابی را كه حضرت در اینجا می دهند این است كه باید به همان وصف بدهد. خب به همان وصف می دهد به مقدار ارزشی كه قبلاً داشته، چرا؟ به جهت اینكه خب اگر این طور باشد ضرر لازم می آید.
وقتی كه فرض كنید كه یك شخصی صد درهم از یكی گرفته و این چون ضرب خورده من باب مثال در آن دولت، فرض كنید كه الآن قیمتش صد تومان است و وقتی كه دولت تغییر پیدا می كند یا بخاطر بعضی از مناسبات تغییر و تبدلی پیدا می كند خب الآن كه می خواهد فرض كنید كه آن را بپردازد قیمتش شده پنجاه تومان، پنجاه تومان بخاطر ضربی كه ...، ... كه پیداكرده این سكه، خب الآن ضرر در اینجا متوجه این شخص شده.

