اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جریان قاعدۀ لا ضرر در فرض علم و جهل به ضرر (2)

نسخه عربی

جلسه 55

8
  • من باب مثال یکی از مسائلی که امروزه متداول است این است که فرض کنید که در هر روز بلند می شوند می روند از میقات احرام می بندند، خود ما هم می دیدیم. حتی از مدرسین هم می دیدیم که همین آقای فرض کنید که وحید، هر روز ما می دیدیم مُحرِم است دارد می آید طواف می کند، هِی هر روز می رفت احرام می بست و می آمد. من آن جا فرصت نشد که بروم به ایشان بگویم خلاصه مدرک این کار شما چیه و این حرفها؟ احرامی میقاتی دیگر، پا می شوند می روند، در حالتی که ما روایات عدیده داریم بر این که در یک ماه دو بار احرام نبایستی که منعقد بشود، هر ماهی یک دانه. یعنی اگر فرض کنید شما در این ماه، من باب مثال رجب، یک عمره انجام دادید، باید صبر کنید شعبان بشود و بعد در شعبان یک عمرۀ دیگر انجام بدهید. البته فرض کنید که می شود در ماه رجب، اگر بیست و نهم رجب حتی یک عمره انجام دادید، فردایش که اول شعبان است می شود عمره انجام داد [ این اشکال ندارد چون در واقع در دو ماه انجام گرفته است] هر ماهی یک دانه، البته در بعضی از روایات هم داریم فاصلۀ دو عمره نباید از ده روز کمتر باشد و این حرف ها. حالا احتمال این است که به خاطر احترام بیت باشد که هِی چیز نباشد و این حرف ها. حالا نهی تعلق گرفته است به عدم احرامِ...، حالا ما آن حدّ پایین را می گیریم، ما قبل العَشَرة، آیا این نهی که تعلق گرفته که احرام ما قبل العشرة انجام نشود، این موجب بطلان احرام هست یا نیست؟ هان! هست. پس چرا آقایان می گویند نیست ؟ چرا می گویند مکروه است؟ چرا می گویند اقلُّ ثواباً است؟ آیا به صرف تقرّبیّت و به صرف قصد وجه ما می توانیم حکم به صحت یک عبادتی بکنیم در حالی که نهی به او تعلق گرفته؟