جلسه ۴۹
2سوال: در تخصیص فقط تضییق است، موجب توسعه که نیست
جواب: در تخصیص؟
سئوال: ...؟
جواب: می دانم، تضییق در تخصیص جنبۀ اعتباری و تنزیلی ندارد، با لسان صریح و با دلیل مطابقی، دلیل مخصِّص می آید آن حمل را در آن موضوع خاص بر می دارد، ولی ما شرطی که برای حکومت گذاشیتم توسعه و تضییق اعتباری است نه توسعه و تضییق تصریحی و نصّی، آن که دیگر حکومت نیست، اعتباراً آن معتبِر می آید در آن دلیل محکوم تصرّفی می کند که به موجب آن تصرّف، دلیل محکوم از نقطۀ نظر موضوع دچار توسعه و یا تضییق می شود، این می شود حکومت ولی در تخصیص این طور نیست.
در تخصیص دلیل مخصِّص صریحاً و به دلالت لفظیه می آید حکم را از یکی از افراد آن موضوع بر می دارد، خب این می شود تضییق در ناحیۀ عقدالحمل به دلالت لفظیه بدون تصرّف در ناحیۀ عقدالوضع، ولی در بعضی از اوقات به بعضی از اعتبارات بعیده ممکن است بگوئیم، فرض کنید که مثلا دلیل حاکم بیاید در ناحیۀ عقدالحمل موجب توسعه بشود. فرض کنید که بگوید منظور من از وجوب در بعضی از عباراتم، منظور مثلاً استحباب است، منظورم از جواز در بعضی از موارد، وجوب است، فرض کنید که من باب مثال مثل اینکه … فَمَنْ حَجَّ اَلْبَيْتَ أَوِ اِعْتَمَرَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا … ﴿البقرة، ١٥٨﴾ که در اینجا فرض کنید که جناح منظورش وجوب است، یعنی رفع منع است، این رفع منع به واسطۀ ادلۀ دیگر، این منظور از این لاجناح وجوب است. حالا ممکن است بعضی ها بگویند که این اصلا آقا مجاز است، بعضی ها بگویند که فرض کنید عموم المجاز است، فلان است، بله حالا در بعضی از جاها من باب مثال...، بعنوان مثال و تقریب آمدم گفتم و الّا در اینجا ممکن است بگوئیم منظور مجاز است.
در بعضی از اوقات دلیل حاکم یک...، اما این در محاورات اصلاً مرسوم نیست که بیاید فرض کنید که من باب مثال بگوید منظور از جواز در فلان دلیل، وجوب است که فرض کنید یک وقتی که ما به فلان دلیل رسیدیم، وقتی که یک دلیل عامی آمد، یک دلیل مباحی آمد به طور کلی، و زید را هم داخل در آن دلیل مباح کردیم، چون این دلیل مباح است، بخصوص زید که می رسیم باید در آن استفادۀ وجوب کنیم که این تصرف... ، ولی یک همچنین چیزی عرض کردم که اصلاً نیست، اصلاً وجود ندارد، مثلاً خیلی بعید است چنین مطلبی،

