جلسه ۴۹
8مورد مثلاً فرض کنید که دفاع از اسلام است، حالا ما به مملکت کاری نداریم، دفاع از اسلام است، مثلاً در مورد برائت، امیرالمؤمنین به میثم می گوید که اگر امر به سبّ کردند سبّ کنید و اگر امر به برائت کردند اعلام برائت نکنید ولو اینکه کشته بشوید، در اینجا چون برائت اهمیت دارد لذا حضرت نهی از برائت می کند می فرماید ولو اینکه کشته بشوید، خب اینجا ضرر متوجهش است حالا ما کاری نداریم به این که فرض کنید که خب آن مسائلی که خدا برای اینها در نظر گرفته، جبران می کند و این در قبالش هیچ است، عقلاً هم ما بخواهیم نگاه بکنیم، اینها را در قبال هم قرار می دهیم، نه، ما به حقیقت امر کار نداریم، ولی از نقطۀ نظر ظاهر، ما در بعضی از جاها می بینیم که شارع آمده یک احکامی را در یک موضوعاتی مترتب کرده ولو با وجود ضرر. می گوید اگر گفتند از من برائت بجویید شما اعلام برائت نکنید ولو این که خونت را بریزند، اما اگر گفتند سبّ کن، خب سبّ کن. ما به تأکید شارع نسبت به...، ما نگاه به ظهور می کنیم ببینیم این دلیل از نقطۀ نظر ظهورش نسبت به ناحیۀ حمل، به ناحیۀ وجوب باشد، به ناحیۀ حرمت باشد، تا چقدر ظهور دارد؟ تا چقدر تأکید دارد؟ تا چقدر بیان او را می کند؟ بعد ما از نقطۀ نظر ضرر، دلیل لاضرر را هم می سنجیم، مقایسه با این می کنیم، یا متوجه می شویم که ضرر در اینجا محکوم است یا ضرر در اینجا حاکم است، انشاءاللَه...
سوال: قضیۀ لاضرر نصّ هست یا نیست؟
جواب: بله؟
سوال: همین نصّ هست یا نیست؟
جواب: بله
سوال: اگر نص باشد ما هیچ نصّی را نمی توانیم پیدا کنیم که بتواند در مقابل این مقابله کند
جواب: فرض کنید که مانند دو دلیل متعارضه، در متعارضین شما چه می کنید؟

