جلسه ۴۸
5فرض کنید که من باب مثال خواب هم به جای بینه بنشیند و امثال ذلک. این که دیگر دست ما نیست، دست شارع است. اگر شارع می گفت که من بینه را به عنوان طریق قرار دادم و هر چه که برای تو طریق است حکم بینه دارد، ولی نگفته، گفته علم و بینه، حتی شیر یا خط هم بیندازی نمی شود. فرض کنید که من باب مثال قرعه هم در این جا کارساز نیست و نمی شود. باید به مسائل دیگر مراجعه کرد. خب در این جا ما نمی توانیم انجام بدهیم.
حکومت یعنی اعتبار. اعتبار از نظر تضییق و توسعه دائرمدار معتبِر است. وقتی که معتبر این جا را اعتبار نکرده ما نمی توانیم این اعتبار را در این جا توسعه بدهیم. چه باید بکنیم؟ قاعده...
سؤال: ...؟
جواب: ما نمی توانیم، ما نمی توانیم یک همچنین کاری بکنیم.
سؤال: دلیل حاکم باید ناظر بر خود آن موردی باشد که...
جواب: فقط باید ناظر بر آن باشد و در آن جا نمی تواند توسعه بدهد. حتی...
سؤال: ...؟
جواب: بله؟
سؤال: بحث حکومت را بنا بر چیزی که این ها می گویند لازمه اش این است که قاعدۀ لاضرر ...آن ها نیست از باب یک امر کلی آن را حاکم می دانند، این قاعده را بر آن ادله...
جواب: خب بله البته خب بسیاری فرض بکنید از افراد مسئله حکومت را که بعد آمده، قبلاً نیامده بوده، مسئلۀ حکومت و تخصص و ورود، این از زمان شیخ به بعد متداول شده. البته مطلب صحیحی است و خوب است. تخصیص همان حکومت است منتهی تخصیص است به لسان دیگر، اعتبار، تخصیص خروج مخصِّص از دایرۀ مخصَّص است بلفظه و بصراحته و به دلیل لفظی. حکومت آن خروج است به دلیل لبّی، این ها دیگر چیزهایی است که در مورد حکومت و این ها بیان می کنند یا در مورد ورود، این ها می گویند. این ها اعتباراتی است که بُلغا می آیند این اعتبارات را انجام می دهند.

