جلسه ۴۷
6جواب: همین دیگر، فرض كنید كه افرادی مثل مرحوم شیخ الشریعۀ اصفهانی بخاطر همین مساله آمدند گفتند كه لاضرر دلالت بر حكم تكلیفی می كند، حكم وضعی نمی كند به جهت اینكه اگر قرار بر این باشد تخصیص اكثر لازم می آید، اگر قرار بر این باشد استهجان لازم می آید و اگر قرار بر این باشد كه اصلاً مخالفت با اغلب احكام اولیه لازم می آید. از این نقطۀ نظر اینها آمدند خودشان لاضرر را من حیث هی هی، این قاعده را نظر درش كردند گفتند اگر این قاعده باشد خمس باید برود بیرون، زكات باید برود بیرون، حج باید برود بیرون، جهاد باید برود بیرون، انفاقات باید برود بیرون، تمام كفارات و ضمان و قاعدۀ ید و فلان، تمام اینها باید بروند بیرون، همۀ اینها باید برود بیرون.
یعنی اگر ما باشیم و این جهت، ما باشیم و این قاعده بدون استشهاد من باب مثال امام علیه السلام، فرض كنید كه امام اصلاً راجع به حرمت وضوی ضرری روایتی بیان نمی كرد، اگر ما بودیم و این قاعده آیا ما می آمدیم این قاعده را حكومت بدهیم بر دلیل وجوب وضوء یا نمی توانستیم؟ این نكته است. و این یك مسئله ای است كه در اینجا توجه نشده به این قضیه. خب بله نگاه می كنیم می بینیم كه در اینجا مورد استشهاد امام است، در آنجا مورد استشهاد امام است، از آن طرف هم می بینیم آن تعریف و حدّی كه راجع به تخصیص می زنیم، در اینجا نیست. مخصص باید به بیان لفظی متعرض حال آن مخصص بشود و در اینجا بیان، بیان لفظی نیست بلكه بیان، بیان لبّی است پس بنابراین این حكومت است و این حكومت هم بر ...، خب آن مقداری كه ما می دانیم این امام در شرع آمدند لاضرر را ترجیح دادند. آن مقدار كه كاری ندارد خب آن مقدار را هم ما می توانیم. صحبت در آن موارد دیگری است كه در شرع نیامده و حكومت لاضرر بر آنها مشكوك است، در اینجا ما چه می كنیم؟ آیا در اینجا قائل به تخصیص باید بشویم؟ قائل به حكومت باید بشویم؟ و یا در اینجا قائل به تعارض و رحجان احد الطرفین باید بشویم؟ برویم باب تعارض، برویم باب تراجیح، در یك جا ممكن است آن ادله بر این لاضرر ترجیح داشته باشد. در یک جا ممکن است که نه، لاضرر بر این ادله ترجیح داشته باشد، این را ما باید روشن كنیم. یعنی آن حدود...، اول نسبت خود این قاعده با ادلۀ دیگر من حیث هی هی، این نسبت باید سنجیده بشود كه آیا اگر...، خب در بعضی از موارد هست همان طور كه قبلاً عرض كردیم اصلاً مسئلۀ ضرر منتفی است. مثلا این مواردی را كه من باب مثال مرحوم شیخ شریعه یا شیخ و امثال ذلك و اینها ذكر كردند، اینها اصلاً مسئله ضرری نیست. خمس ضرری نیست، زكات ضرری نیست، ضمان ضرری نیست، جهاد ضرری نیست، اینها هیچ كدام ضرری نیستند.

