اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

رابطۀ قاعدۀ لا ضرر با ادلّۀ احکام اولیه (1)

نسخه عربی

جلسه ۴۷

7
  • یك مملكت همان طور كه قبلاً خدمتتان عرض كردم بدون این كه اصلاً حكم اسلامی باشد، بر افراد آن مملكت واجب است كه دفاع كنند، در جنگ هم نان و حلوا خیر نمی كنند، تیر است و زدن و مردن و كشتن و زخمی شدن است. این را به آن ضرر نمی گویند. یعنی فرض كنید كه اگر یك عده رفتند از كیان مملكت خودشان، از آب و خاكشان دفاع كردند نمی گویند اینها متضرر شدند. لازمۀ بقای اجتماعی و تمدن اجتماعی، حفاظت از آن اجتماع در مقابل بیگانگان است و كسی كه برود و از بین برود نه تنها ضرر نیست بلكه خیلی هم مردم تعریف و تمجید و بیا و برو و فلان و بارك اللَه فلان كردی، شهید شدی، از مملكتت دفاع كردی، این قاعدۀ عقلی است. یعنی هر تمدنی برای بقای خودش نیاز به ایثار دارد، این را كه ضرر نمی گویند.

  • ضرر این است كه شما فرض كنید من باب مثال دستتان را ببرید لای چرخ خیاطی انگشتتان قطع بشود، دستتان را ببرید لای چرخ گوشت، انگشتتان برود، چاقو را بردارید دست خودتان را ببرید. اینها همه ضرر است. اما اگر انسان برای یك هدفی، یك هدف عقلایی یك عملی را انجام بدهد كه آن عمل نقصانی را وارد می کند، آن نقصان با آن هدف كلی مرتفع و جبران و تداركات خواهد شد. به این دیگر ضرر نمی گویند. خمس شامل این ما نحن فیه می شود، زكات شامل می شود، ضمان شامل می شود.

  • خب شما زدید شیشۀ همسایه را شكستید، وقتی شیشۀ همسایه را شكستید ضرری را بر او وارد كردید. خب باید جبران كنید. یعنی این عمل شما، نفس این عمل اقتضاء می كند یك تداركی را. به این مالی كه شما به او می پردازید در قبال این عمل، به این ضرر نمی گویند به خاطر این كه در قبال فعل شما این بذل مال انجام می گیرد. فعل شما یك عملی بود، این در قبال آن فعل است. بله اگر شما همین جا بنشینید و حسن زده شیشۀ همسایه را شكسته، بیایند پولش را از شما بگیرند! خب این ضرر است. آن شكسته من چكار كنم؟! شما فعلی انجام ندادید كه آن فعل موجب این در قبال آن باشد. شما گرسنه تان می شود بعد پول می دهید غذا می خرید می خورید. می گویند آقا شما ضرر كردید؟ ضرر ندارد چون شما پول را برای رفع گرسنگی و ادامۀ حیاتتان می دهید. بچه های شما، متعلقین شما، متعلقات شما، تمام اینها نیاز به بذل مال و انفاق و امثال ذلك دارند، كسی كه این را ضرر نمی گوید. پس ما می توانیم بگوییم كه شاید نود و هشت درصد آن مواردی كه این آقایان آمدند آن را ضرر به حساب آوردند این اصلاً ضرر نیست. عقلائیاً این ضرر نیست. نه اینكه این ضرر است و تدارك می شود به بهشت و نعیم و امثال ذلك. اینها اصلاً ضرر بحساب نمی آیند. وقتی كه ضرر نشد پس بنابراین این قاعده چه ارتباطی می تواند با ادله و احكام دیگر در اینجا پیدا بكند؟ چگونه ارتباط می تواند پیدا بكند؟