جلسه ۴۷
4...دارد چیز دیگر است که مسئله به اظهر و ظاهر یا نص و ظاهر بر نمی گردد.
در اینجا بعضی ها فرمودند که مطلب از باب حکومت است یعنی در اینجا لاضرر آمده است تضییق کرده است دلیل محکوم را، آن وضویی که واجب بود بر صحیح و غیر صحیح، تضییق می کند و محدود می کند به وضویی که برای صحیح است و در تضییقش آقایان مطلبی ندارند. اما آن مسئله ای که در آن مسئله این قضیه هنوز مورد بحث واقع نشده این است كه اینها نیامدند دلیل لاضرر را فی حد نفسه و من حیث هو هو نگاه كنند تا ببینند نسبتش با ادلّۀ احكام چی هست. اینها آمدند دیدند كه در مسئلۀ وضو لاضرر آمده تخصیص زده، در مسئلۀ غسل آمده تخصیص زده، در بعضی موارد، لاضرر آمده تخصیص زده، بعد از آن طرف آمدند گفتند كه خب این بر او حكومت دارد و دایره اش را تضییق كرده. و چون در مسئلۀ تخصیص ما گفتیم كه باید دلیلی به دلالت لفظی خودش متعرض حال آن عام بشود و چون در لاضرر این طور نیست پس بنابراین اینجا باید حكومت باشد. چطور؟ در دلیل مخصص داریم كه وقتی كه می گوید اكرم العلماء بعد همان می گوید لا تكرم الفساق من العلماء یعنی به همین دلالت لفظی متعرض حال آن عام است ولی در اینجا كه به دلالت لفظی نیست. می گوید لاضرر و لا ضرار فی الاسلام. یك وقتی می گفتش كه موضوع واجب است بر صحیح و غیر صحیح، بر مریض، بعد دلیل مخصص می آمد می گفتش كه وجوب وضوی بر مریض واجب نیست. این می شود مخصص. اگر وضویی ضرری بود، این وضو واجب نیست. این می شود مخصِّص به دلالت لفظی، متعرض به حال آن مخصَّص و آن عام است. ولی در لاضرر كه این طور نیست. لاضرر اصلاً كاری به وضو ندارد. دو دلیل مستقل است برای خود. وضو برای خودش یك دلیلی دارد، لاضرر هم می گوید من اصلاً به وضو كاری ندارم، من می گویم ضرر است، حكم ضرری در اسلام وضع نشده، حكم ضرری در اسلام جعل نشده، ما هستیم و آن دلیل اول. عرف در مقام جمع بین این دو دلیل، بالاخره این دوتا را باید با هم دیگر جمع كرد دیگر، نمی شود آدم همین طور وِل كند. عرف در مقام جمع بین این دو دلیل می آید دلیل لاضر را بر او ترجیح می دهد یعنی می آید نگاه می كند می بیند كه آن وضو مال ضرری و غیر ضرری بود. این لاضرر هم مال وضو و غیر وضو است. بعد می آید می گوید چون این بر او ترجیح دارد از این نقطۀ نظر باید بر او غلبه داشته باشد. این نحوه می شود نحوۀ حكومت.

