جلسه44
4بر هر دوی این مبنا، كلام شیخ مورد نظر و اشكال است. اما در مورد اول كه نیازی اصلا به پاسخ ندارد و همین اشكالی است که كردند كه اگر قضیۀ خارجی باشد خب تحت...، مثل اینكه شما بگویید كه آقا اكرام بكن زید و عمر و بكر و خالد را، بعد بگوید اكرام نكن زید و عمر و بكر را، خالد را فقط اكرام كن. خب این مستهجن است و نیازی دیگر به دلیل ندارد.
و اما اگر قضیۀ ما قضیۀ حقیقیه باشد مانند كلیۀ قضایایی كه اینها قضایای حقیقیه هستند و خارجیه نیستند. اگر قضیۀ حقیقیه باشد باز در اینجا اشكال لازم می آید. اشكال این است كه یك وقتی هم عام شما بعنوان دلیل اول و هم مخصِّص شما، هر دو قضیۀ حقیقیه هستند، یك وقتی نه، مخصِّص شما قضیۀ خارجیه هست ولی عام اول شما، قضیۀ حقیقیه هست. بله اگر مولا یك عامی را ابتداءً بگوید به عنوان یك قضیۀ حقیقیه، من باب مثال حرمت شرب خمر، بعد بیاید بعنوان قضایای خارجیه یك عده از خمرهای موجود بالفعل را از تحت این حرمت خارج كند، این اشكال ندارد و استهجان لازم نمی آید. چون آن عمومیت دلیل اول به عمومیت خودش به لحاظ حقیقی بودن قضیه، مشتمل بر افراد محققة الوجود و مقدرة الوجود است، آن مقدرة الوجود می آید این تخصیص اكثر را درست می كند. ولی اگر قرار بود كه هم دلیل اول و هم دلیل مخصِّص، هر دوی اینها هم به محققة الوجود و هم ناظر به مقدرة الوجود باشند پس بنا براین در اینجا این استهجانی كه می آید این است كه مولا چطور آمده است تمام این افراد را در عالم تصور و در عالم انشاء، تصور كرده، انشاء كرده بعداً آمده اكثر این افراد را تصور كرده و خارج كرده؟ خب همین استهجان لازم می آید منتهی این استهجان در مقام تصور است نه در مقام وقوع خارجی. در آن مقام هم غلط است. خب مولا اگر همۀ افراد را تصور كرده و حكم رویشان بار كرده، همۀ افراد خمری كه الان هستند و همۀ افرادی كه بعدا محقق می شوند، چطور ممكن است كه باز در مقام تصور بیاید عدۀ اكثر این افراد محققة الوجود را خارج كند؟ افرادی هم که بعداً می آیند باز هم خارج كند؟ خب از اول حكم را ببرد روی آن افراد خاص. چرا اول به طور عام بیان می كند؟ این استهجان در مقام انشاء است. پس بنا براین به هر دو قسم و به هر دو كیفیت، این جواب مرحوم شیخ مورد اشكال و مورد تامل است.

