اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی اشکال لزوم تخصیص اکثر در قاعدۀ لا ضرر(1)

نسخه عربی

جلسه44

3
  • در اینجا این بیان مرحوم شیخ را آمدند معنا و توجیه كردند، دو تا توجیه در اینجا آوردند. فرمودند كه، یكی اینكه مرحوم شیخ از اینكه می گوید یك عنوان واحد اگر خارج بشود از تحت این عموم، اشكال ندارد، منظور این است كه در قضایای خارجیه چون این حكم ناظر است به افراد خارج، اگر ما یك عنوانی را بیاوریم كه آن یك عنوان، اكثریت مصادیق این عام و این قضیه را مشتمل است و با این عنوان تخصیص بزنیم آن عام را، در اینجا خلاف است و تخصیص اكثر لازم می آید و مستهجن است. مثلا فرض كنید كه اگر مولا بگوید قتل من فی العسكر، بعد بیاید بگوید الا الاوسیون و یا الخزرجیون، در حالتی كه مثلا من باب مثال آن افرادی كه در لشكر هستند نود درصد آنها مال خزرج یا اوس هستند، ده درصد آنها فرض كنید كه مال بنی تمیم وبنی قحافه و عدی و فلان و از این چیزها هستند. خب در این صورت چون قضیه، قضیۀ خارجیه است گرچه این عنوان است ولی این عنوان منحل می شود به تك تك افرادی كه در خارج هستند البته ما قضیۀ خارجی را بر معنای اینها می گیریم، اما خب گفتیم كه این غلط است، اشتباه است، تمام اینها قضایای شخصیه است. 

  • سؤال: كلام نائینی است؟

  • جواب: بله. 

  • یا اینكه ما این طور معنا كنیم، بگوییم كه اگر قضیه، قضیۀ حقیقیه باشد نه قضیۀ خارجیه، قضیۀ حقیقیه بنا بر مبنای آقایان آن است كه حكم رفته روی موضوع ولو افراد مقدرة الوجود. مثل اینكه می گوییم الخمر حرام، چه خمرهای فعلی و چه خمرهایی كه بعداً تولید می شود، همۀ اینها حرام هستند. افراد محققة الوجود و مقدرة الوجود، این می شود قضیۀ حقیقیه، حالا بر مبنای این آقایان. اگر این طور باشد دیگر اگر شما یك عنوان واحدی را خارج بكنید از تحت این عام، آن عنوان واحد گرچه مصادیق زیادی دارد دیگر در این صورت تخصیص اكثر واستهجان لازم نمی آید. چرا؟ به جهت اینكه در قضیۀ حقیقیه نظر روی فرد خارجی كه نرفته، روی موضوع بما هو موضوع رفته ولو مقدر باشد. اگر روی فرد خارجی می رفت یعنی از اول مولا ناظر بود بر افراد خارج، خب این مستهجن است یعنی زید و عمر و بكر و خالد، مثل اینكه مولا از اول این طور بگوید آقا زید و عمر و بكر و خالد و اینها را اكرام بكن غیر از زید و عمر و بكر! خب از اول بگو خالد را اکرام بکن چرا از اول یكی یكی اسم می آوری بعدا خارج می كنی؟ خب این استهجان لازم می آید. اما اگر از اول نه، بگوید اكرم العلماء، علما باید اكرام بشوند. یجب علیک اكرام العلماء، چه مقدرة الوجود، بعداً بیاید، چه محققة الوجود كه الان است. ولی می گوید من از زید و عمر و بكر خوشم نمی آید. ولی الان فعلا یك عالم است. اگر قضیۀ ما قضیۀ حقیقیه بود آن وقت اگر یک عنوان اکثریت افراد را شامل بشود، این یک عنوان موجب تخصیصی كه موجب استهجان و تخصیص اكثر است لازم نمی آید چون فرد رفته روی چه محققة الوجود و چه مقدرة الوجود. وقتی كه فرد رفته روی موضوع تصوری نه روی موضوع خارجی این دیگر تخصیص اكثر لازم ندارد. تخصیص اكثر لازم نمی آید نه اینكه نیاید می آید ولی استهجان دیگر ندارد چون فرد فرد افراد خارجی مد نظر مولا نیست تا اینكه خروج اینها موجب استهجان بشود.