جلسه44
5اشكال دیگری كه در اینجا شده او این است كه...، دیگر آن اشكال بعد خودش می ماند برای یك بحث دیگر.
جوابی كه آمدند از این اشكالات دادند آن جواب این است كه شما می گویید قاعدۀ لاضرر نفی حكم ضرری را می كند، درست است؟ می گوییم بله. قاعدۀ لاضرر كه نفی حكم ضرری را می كند آیا با احكام دیگر كه آنها موجب ضرر هستند یا نفس ضرر هستند آیا تنافی دارد یا تنافی ندارد؟ می گوییم ندارد. شما چه احكامی را مثال می زنید؟ یكی خمس است، یكی زكات است، آقا رفته صبح تا شب كار كرده پول در آورده، خدا می گوید یك پنجمش را بده. این ضرر نیست؟ ضرر است دیگر. آقا رفته این همه بیل زده، زحمت كشیده، آب داده، تخم كاشته، بالا سرش بوده، شخم زده، سم پاشی کرده، فلان كرده، هزار تا بلا سرش آمده، آخر موقع حصاد كه می شود می گویند كه آقا باید زكاتش را بدهید. می گوید زحمت را من كشیدم پول را یكی دیگر بخورد؟ اموال را یكی دیگر ببرد؟ این ضرر است دیگر. منی كه باید از حق طبیعی و زندگی بهره مند بشوم، باید یك زندگی سالم و بی دردسری داشته باشم فرض كنید كه خدا می گوید پاشو برو به جنگ كفار و به جهاد و خودت را به كشتن بده، اموالت را همه را بده، فلان بكن، اینها همه ضرر است دیگر. اینها همه احكام ضرری است. مالیاتهایی كه گرفته می شود تمام اینها ضرر است و امثال ذلك.
جوابی كه دادند این طور كه به نظر می رسد مال آقای سیستانی باید باشد. جواب این است كه ما احكامی كه داریم اینها تفاوت پیدا می كند. احكاممان یكی خمس است، یكی زكات است و امثال ذلك. در خمس چه كسی گفته كه این ضرر است؟ در زكات چه كسی می گوید ضرر است؟ خمس از باب زیادی است و بین ضرر و بین عدم نفع فرق است. اینها همه با همدیگر فرق دارند. خمس عبارت است از غنائمی كه مال دار الحرب است و انسان می رود جنگ می كند و این غنائم را بدست می آورد. خب این غنائم، غنائم خدادادی است. ما رفتیم جنگ کردیم این غنائم را بدست آوردیم، اگر این غنائم نبود چکار می کردی؟ پس این غنائم، غنائم خدادادی است. اگر چیزی به شما نمی رسید شما طلبكار نبودی. پس حالا شما ضررنكردی كه داری خمس را می پردازی. در مورد غوص و فلان و این حرفها خب می توانست مثلا كف دریا نباشد یا مثلا كم باشد، چی چی باشد. در معادن كه می گویند اصلا این مال، مال امام است. جزو انفال است، و تمام اموالی كه بدست آوردی مال امام است. حالا امام یك منتی هم سرت گذاشته گفته چهار پنجمش مال تو، عیب ندارد. چیزی طلبكار هستی؟ این كه ضرر نیست. در غوص و اینها هم كه مطلب همین طور گفته شده. در ارباح مكاسب هم خب بالاخره اون كسی كه می رود كسب می كند و پول بدست می آورد و این حرفها، خب چه كسی این مشتری را می فرستد که از این جنس بخرد؟ اگر خدا نمی فرستاد مشتری از این جنس بخرد، این صبح تا شب باید من باب مثال مگس بپراند. پس این را خدا آورده و امثال ذلك. همین طور من باب مثال در نفقۀ بر عیال، خب شما بر عیال نفقه می دهید ولی از آن طرف هم بالاخره استفاده می كنید، بالا خره می گویند...، جای گله نیست. در بچه ها هم كه بالاخره این علقۀ طبیعی اقتضا می كند كه شما این اموال را بپردازید.

