جلسه 46
8شما همین ملكیتی را كه می آیید اعتبار می كنید و در این ملكیت می آیید قانون وضع می كنید. بر این ملكیت لزوم می آورید، عدم لزوم می آورید، خیار فسخ می آورید، خیار غبن می آورید، ملكیت را ملكیت منجزّه می دانید، ملكیت را ملكیت فضولی می دانید و امثال ذلك، تمام اینها آیا فقط صرفاً یك مسألۀ اعتباری است یا اینکه یك ما به ازای خارجی دارد؟ یعنی چون من در عالم خارج و در مسائل حقیقی، و این بحث اعتباری بودن قضایا و اینها، خب یك مسألۀ خیلی مهمّ است كه چطور همین قضایای اعتباری را ما از قضایای حقیقی [انتزاع می کنیم].
همین عُروضِ عَرضِ جِدِه بر انسان كه خود انسان ملكیت دارد بر خودش، بر نفس خودش و بر ذات خودش، این كه دیگر اعتباری نیست، این دیگر یك واقعیت است. از همین شما می آیید یك ملكیت اعتباری را انتزاع می کنید، این ملكیت پیراهن است بر بدنتان، این دیگر اعتباری است، واقعی كه نیست. اگر واقعی بود كه این را در نمی آوردید بیندازید كنار. اگر این واقعی بود كه دیگر این را به زید و عمر نمی بخشیدید. پس معلوم می شود اینها همه اعتباری است ولی این اعتباری یك ریشۀ حقیقی و واقعی دارد. آن چیست؟ آن جدۀ واقعی یعنی تسلط شما بر اعضاء و جوارح شماست كه به هر كسی نمی دهیدش، همین طور است دیگر؟ خب این می شود ملكیت واقعی. آن وقت از این ملكیت واقعی شما می آیید یک ملكیت اعتباری را انتزاع می كنید.
نظر آقایان بر این است كه ما در مقام تقنین قوانین نباید به دنبال حقائق بگردیم یعنی صرف اعتباری كه معتبِر می كند این خود اعتبارِ معتبِر، به این قیمت و ارج می دهد. خیلی خب.
ولی صحبت در این است كه آیا اعتباری كه معتبر می كند این اعتبار- مخصوصاً در این بحث ما که بحث الهی و فقهی و شرعی است- آیا این اعتبار، هزل و لغو است یا اینكه نه، بر اساس مصالح و مفاسد، معتبِر آمده این را اعتبار كرده؟ ما معتبر را یک معتبر حكیم و عادل می دانیم و یك معتبری كه دارای انصاف و رحمت و عطوفت و اینهاست می دانیم، آن وقت حالا كه این طور دانستید آیا در اعتبارات معتبر، ما فقط باید جنبۀ ظاهری اعتبار را لحاظ كنیم؟ در حالتی كه می بینیم بیشترِ از این مبانی و احكام فقهی ما جنبۀ معنوی دارد، جنبۀ ظاهری ندارد. صومی كه دارد می گیرد این صوم، جنبۀ ظاهری حفظ بدن را دارد یا جنبه معنوی را در نظر دارد؟ صلاتی که می خوانید و معتبر برای شما اعتبار وجوب کرده، این جنبۀ ظاهری برای شما دارد که ورزش کنید یا جنبه معنوی دارد؟ حجّی كه دارید انجام می دهید جنبۀ ظاهری دارد یا معنوی دارد؟ فقط و فقط در باب معاملات و وكالت و امثال ذلك، فقط اینها جنبه، جنبۀ ظاهری دارد. غالب اعمال انسان را كه عبادات تشكیل می دهد تمام اینها مگر اعتبار معتبر نیست و تمام اینها مگر جنبۀ معنوی ندارد و مگر برای بذل همین عبادت شما نباید صرف چیز بكنید؟ اگر شما وجدان آب را نكردید مگر نباید صرف مال كنید برای تحصیل آب؟ مگر این ضرر نیست؟ ضرر نیست. چه كسی می گوید ضرر است؟ شما در قبال این به نعمتهایی را كه مترتب بر صلاة است، نائل شدید. به این که ضرر نمی گویند.

