جلسه 46
3خب اگر قرار بر این باشد که انسان و روش و دَیدن عقلایی این باشد که در ازای رسیدن به یک مطلبی و کشف مجهولی و در ازای رسیدن به یک نکتۀ علمی، اگر انسان بذل مال کند این را ضرر نمی دانند بلکه این را عین مصرف حقیقی اموال می شمرند، اگر شما چشم باز کنید و آن طهارت و تزکیه را در قبال صدقه و زکات و اعطای خمس و امثال ذلک ببینید آیا عقل در مقام قضاوت و حکم نمی آید بگوید نه تنها این ضرر نیست و بلکه هزاری هم خدا بر تو منّت گذاشته؟ چه کسی می گوید این ضرر است؟ بالاترین مصداقی که ما برای ضرر بتوانیم در احکام تصور کنیم جهاد فی سبیل اللَه است، آن هم جهاد ابتدایی، تازه در جهاد به عنوان دفاع که تمام عقلا می گویند این ضرر نیست به جهت اینکه وقتی که یک امنیّتی به خطر می افتد دیگر انسان در آنجا باید اقدام کند و این اقدام بر دفع اگر انجام نگیرد آن یک ضرر اقوی و اهم و اشد که از بین بردن اموال و نفوس و اتلاف و هتک عرض و امثال ذلک است بر انسان مترتّب می شود در حالی که هیچ کس در هیچ کجا به این اقدام، ضرر نمی گوید. در هیچ کشوری از کشورها و در هیچ قانونی از قانونها، حتّی مسأله به اندازه ای ضروری و فطری است که جنگل نشینان دور از تمدّن بشری هم وقتی که حریم آنها به خطر بیفتد، می بینیم زن و مرد برای دفاع از آن حریم اقدام می کنند. حیوانات هم در این قضیّه اتفاقاً شریک هستند، وقتی حریم آنها به خطر بیفتد می بینیم ...، این یک مسألۀ فطری است، چگونه به این ضرر گفته می شود؟
در جهاد ابتدایی اگر کسی ضرر بگوید این مسأله باز در تحت همین جبرانی است که در اینجا عرض شد إِنَّ اَللّٰهَ اِشْتَرىٰ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ اَلْجَنَّةَ... ﴿التوبة، ١١١﴾ تجارتی که در آن تجارت ضرر نیست، بیع وشرائی که در آن بیع و شراء ضرر نیست بیع و شرائی است که انسان با خدا قرار می دهد، معامله ای است که انسان با خدا می کند. چگونه ممکن است در این معامله انسان متوجّه ضرر بشود؟ إِنَّ اَللّٰهَ اِشْتَرىٰ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ اَلْجَنَّةَ خب در قبال این بذل جان، خدا به تو چه داد و چه نعمتی را به تو ارزانی داشت در قبال این چند روزی که در این دنیا هستی؟ نعمت خلد مخلّد، بهشت مخلد، چند روز کمتر زندگی کن در عوض الی الابد در بهشت. و این نه تنها ضرر به حساب نمی آید بلکه هیچ وقت انسان از زیر بار این منّت نمی تواند خود را رها کند. زندگی در دنیا کجا و نعمت تأبید بهشت و جنّت کجا؟

