جلسه 46
2فرض کنید که یک شخصی در زندگی حیوانات می خواهد تحقیق کند، در نحوۀ زندگی پرندگان این تحقیقاتی که می خواهد بکند و تمام اینها را برای رسیدن به یک علمی، رسیدن به یک مطلبی، کشف یک حجابی، در زندگی مورچه ها، در زندگی موریانه ها، اینها را هیچ کدام ضرر نمی گویند به جهت اینکه خب رسیدن به یک مسائل علمی ولو اینکه جنبۀ اخروی هم نداشته باشد، مردم این را یک امر پسندیده ای می شمارند به جهت اینکه انسان خلق شده است برای کشف معضلات و مجهولات.
حالا وقتی که مطلب از این قرار است آن وقت چگونه ما می توانیم تصوّر کنیم که احکامی را که شارع جعل کرده است و استشمام ضرر و نقص حقّی از حقوق در آن می رود، آن احکام بدون جزاء و پاداش است و انسان در برابر آن احکام و اتیان به آن احکام، هیچ گونه منفعتی نمی برد و هیچ گونه جبرانی در اینجا نصیبش نمی شود.
روایتی است معروف از حضرت مجتبی علیه السلام که می فرمایند: وقتی که مؤمن از دنیا برود و در ازای زحمتها و گرفتاریهایی که خداوند در این دنیا برای او قرار داده، وقتی که چشمش به آن نعمتها می افتد می گوید که خدایا چرا این زحمتها را برای من چند برابر نکردی؟
و در ازای هر عسری یک یسری خداوند قرار داده فَإِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً ﴿الشرح، ٥﴾ إِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً ﴿الشرح، ٦﴾ یعنی هر سختی و هر ضیقی که برای انسان پیدا می شود نه اینکه جزای او بعداً است بلکه معیّت دارد و توام هست این عسر با یک یسری که این شخص به واسطۀ آن انجام می دهد. در آیۀ زکات داریم که خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِهٰا وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاٰتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اَللّٰهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿التوبة، ١٠٣﴾ این زکات و صدقه ای که از آنها می گیری، این زکات و صدقه تُطَهِّرُهُمْ، در قبال این، تو طهارت به آنها می بخشی، تو اعطای طهارت به آنها می کنی وَ تُزَكِّيهِمْ بِهٰا و تو به واسطۀ آن صدقه، آنها را تزکیه می کنی، پاک می کنی آنها را از هر دَنَسی.

