جلسه 46
10...مانند خروس بی محلّ برداشته سر وقت نماز، قلیان را آورده! چه ملاكی را مرحوم بحرالعلوم در نظر گرفت كه به آن ملاك، نماز را تأخیر انداخت و از این استحبابِ اوّل وقت رفع ید كرد و این قلیان را كشید و بعد...؟ در حالتی كه ایشان شخص عادی نبوده، بحرالعلوم بوده. اگر شما بگویید یك شخص عادی و فلان، خب این یك مسأله ای؛ امّا مرحوم بحرالعلوم با آن مقام و با این موقعیت، كار عبث انجام نمی دهد، این فقط چی بود؟ این ملاكش این بود: شكستن دل یك مؤمن از نماز اوّل وقت، اهمیتش بیشتر است. این ملاك است. به واسطۀ همین قضیه، چند هزار نفر را معطّل كردن و نماز را به تأخیر انداختن، می ارزد به اینكه دل یك مؤمن را كه آمده قلیان آورده دلش شكسته بشود. چه كسی به این ملاك می رسد؟ بحرالعلوم به این ملاك می رسد.
لذا ما می گوییم احکام ارتباط وثیق با آن ملاكات واقعی دارند و ما نمی توانیم به صرف یك چند تا روایتی كه در دست داریم و چند تا حكم ظاهر، برای مردم فتوا بدهیم، برای همین جهت است. باید به آن ملاكات برسیم تا بتوانیم به مردم فتوا بدهیم. چه بسا اینكه واجب تغییر پیدا می كند، مستحب مكروه می شود. مكروه مستحب می شود. مستحب واجب می شود. واجب حرام می شود. تمام اینها بخاطر چیست؟ بخاطر لحاظ شرایطی است كه آن شرایط، موجب تحقق یك ملاكی شده اند كه آن ملاك، موجب تغییر در احكام می شود. شرایط تغییر پیدا می كند. اینها همه اش برای این جهت است كه رسیدن به آن حاقّ واقع را باید در این استنباط احكام مدّ نظر قرار داد. لذا دیگر روایاتی كه در اینجاست لا یجوز الفتیی لمن...، اینها خب مسائلی است كه در اینجا هست. لذا این جواب اوّل ...
سؤال: در مسائل اخلاقی، قاعده را دخیلش بكنیم در این مسائل؟

