اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

قاعدۀ ملازمۀ بین حکم عقل و شرع (3)

نسخه عربی

جلسه ۴۳

8
  • پس بنابراین ملاک کلی برای بدست آوردن مسألۀ عرفی ما، حالا من البتّه قصد داشتم همان طوری که وعده داده بودم بر اینکه در مسأله که چطور ملاک بدست می آید، قصد داشتم خیلی مبسوط وارد بشوم ولی احساس می کنم که همین جهت کلّی قضیّه را عرض کنم خدمت رفقا و اگر بخواهیم وارد این جزئیات بشویم آن دیگر باعث می شود که خلاصه ما از آن قضیّه مان دیگر باز بمانیم. اگر وارد همین ملاک گیری و نحوۀ ملاک گیری در باب سنن بخواهیم بشویم که خیلی باب مشکلی هست که چطور انسان یک مسأله ای را سنّت بداند یا اینکه یک قضیّۀ شخصیّه بداند، اگر قضیّۀ شخصیّه بداند نباید متابعت بکند و اگر سنّت باشد باید متابعت بکند. این به طور اختصار و اجمال این است که... ، ولی به طور مفصّل دیگر نمی رسیم ....،

  • سؤال: ...؟

  • جواب: شاید حالا در آینده [مفصلاً بیان کنیم]

  • سؤال: تسری در تمام ابواب فقه هم دارد

  • جواب: بله، این همۀ ابواب فقه را شامل می شود. حالا به طور اجمال بیان کردم تا روش بشود که این چیزهایی که بعضی از ائمه علیهم السلام عمل می کردند، اینها بر اساس یک ملاک نبود بلکه مقداری از اینها بر اساس قضایای شخصیّه بوده، فرض کنید که شاکلۀ هر شخصی اقتضاء می کند یک چیزهایی را مد نظر داشته باشد.

  • سؤال: ائمۀ دیگر این کار را انجام نمی دادند.

  • جواب: بله خود ائمه انجام نمی دادند، امر نمی کردند بر این، یا دلیل خلاف بر این می آمد، اینها دلالت می کند بر اینکه این به عنوان سنت نبوده بلکه یک قضیّۀ شخصیّه بوده. حالا مسألۀ مورد نظر من همین بود که ما فقط آن ملاک را بیان بکنیم که انسان چه طوری باید به این سنّت برسد. امّا اینکه وارد خصوصیات بشویم و بخواهیم مثال بزنیم و اینها، این دیگر خیلی قضیّه طول می کشد.